وقتی دل مۆمنی را شکستیم چه کنیم؟
و چون نگریستى کسى را که پائینتر از توست، باید وى را با رفق و ملایمت به سوى خود بالا برى؛ و بر او تحمیل ننمائى گفتارى و مطلبى را که طاقت آن را نداشته باشد که در این صورت او را خواهى شکست! و کسى که مۆمنى را بشکند، بر عهده اوست زخمبندى و التیام شکستگى استخوانهایش.»
جبر به معنى شکستهبندى است، و جابر و جبار به شکسته بند میگویند. یعنى کسی که موجب شکستگى و ضعف و تردید و شک در ایمان مۆمنى شود به واسطه إلقاء مطالب سنگین توحیدى و اسرار الهیه که وى طاقت تحمل و ادراکش را نداشته باشد، بر عهده اوست که جبران کند و آن قدر رنج و زحمت بر خود تحمل نماید تا رفع شبهه شود؛ و گرنه در روز بازپسین وى را قاتل یا جارِح به حساب آورده و مطالبه دیه از او خواهند کرد
علامه طهرانی میافزاید: جبر به معنى شکستهبندى است، و جابر و جبار به شکسته بند میگویند. یعنى کسی که موجب شکستگى و ضعف و تردید و شک در ایمان مۆمنى شود به واسطه إلقاء مطالب سنگین توحیدى و اسرار الهیه که وى طاقت تحمل و ادراکش را نداشته باشد، بر عهده اوست که جبران کند و آن قدر رنج و زحمت بر خود تحمل نماید تا رفع شبهه شود؛ وگرنه در روز بازپسین وى را قاتل یا جارِح به حساب آورده و مطالبه دیه از او خواهند کرد.
سراسر عالم همه عشق است؛ عشق بالا به پائین و عشق پائین به بالا
روزى بنده از استادم سید هاشم حداد به طور گلایه و شکوه سۆال کردم: مگر در دعا نمىخوانیم: بکُم یجبَرُ المَهیضُ و یشفَى المَریضُ؛ به واسطه شماست که استخوان شکسته التیام مىپذیرد و مریض شفا مىیابد؟ و در صورتی که این خطاب با ائمه علیهمالسلام صادق باشد، چرا اولیاى خدا - و مقصودم خود آقای حداد بود - این استخوانهاى شکسته و در رفته ما را جَبر نمىکنند و امراض روحى ما را شفا نمىبخشند؟! و خلاصه امر:
صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید خوبان در این معامله تقصیر میکنند
و این هم در وقتى بود که استاد، تازه از زیارت برگشته و خسته بود. ناگهان از این سۆال تکانى خورد و سپس سر خود را به زیر انداخته مدتى تأمل کرد و سپس گفت: کار اولیاى خدا غیر از شکستهبندى استخوان و شفاى امراض کار دیگرى نیست؛ ولى باید دانست که: آن شکستگى استخوان و آن مرض بیمار هم به دست ایشان است؛ چون از ناحیه خداست. و حضرت حق جل و علا خودش مىشکند، و خودش التیام میدهد. خودش مریض میکند و خودش شفا مىبخشد. اینها همه عشق بازى با أطوار و شۆن خود اوست. همه از روى حکمت و مصلحت است. و در حقیقت شکستن و التیام دادن، مریض کردن و شفا دادن، دو شکل و صورت مختلف دارد و از یک مبدأ و یک منشأ حکایت مىکند. هر دو محبت است. از خدا غیر از خوبى ساخته نیست.
کانون فرهنگی باقرالعلوم (علیه السلام) مسجد جامع بافران آماده دریافت انتقاد و پیشنهاد سازنده شما در خصوص وبلاگ و امور فرهنگی می باشد. با تشکر