493 فتوای جدید رهبر معظم انقلاب-1
تازهترین فتواهای آیت الله العظمی خامنهای مقام معظم رهبری مرجع تقلید شیعیان جهان که حاوی مهمترین مسائل مبتلابه روز مردم و موضوعاتی همچون استفاده از ماهواره، تجارت الکترونیکی، معامله با شرکتهاى صهیونیستى، بهائیت، احضار روح، زمین مصادرهای، اضافهکاری، موسیقی و... و همچنین موضوعات سنتی میباشد، منتشر شد. این فتاوی اخیراً بهصورت پراکنده در سایت مقام معظم رهبری منتشر شده که تسنیم آن را یکجا تقدیم خوانندگان عزیز کرده است.*احکام تقلیدیادگیرى احکام1. اگر شخصى بر اثر نیاموختن احکام، مرتکب حرام یا ترک واجب شود، گناهکار است.اعمال عامى بدون تقلید2. اگر اعمال شخصى که اهل تقلید نبوده است موافق احتیاط یا مطابق واقع یا فتواى مجتهدى باشد که وظیفهاش تقلید از او مىباشد، محکوم به صحّت است.جاهل قاصر و مقصّر3. جاهل مقصّر کسى است که متوجه جهل خود بوده و راه رفع آن را نیز مىداند، ولى در آموختن احکام کوتاهى کند. و جاهل قاصر کسى است که متوجه جهل خود نبوده و یا راهى براى رفع آن ندارد.معیار تعیین موضوعات احکام4. معیار در تعیین موضوعات احکام، تشخیص خود مکلّف و یا اقامه دلیل شرعى بر آن، براى او مىباشد.تکلیف مقلدین مقام معظم رهبرى (دام ظله)5. کتاب اجوبة الاستفتائات (احکامِ عبادات و معاملات بهصورت پرسش و پاسخ)، مناسک حجّ و جزوه راهنماى فتاوا (برخى از مواردى که نظر مقام معظم رهبرى (دام ظله) با فتاواى حضرت امام خمینى(ره) تفاوت دارد) چاپ شده و در دسترس همگان مىباشد؛ و در مسائلى که علم به اختلاف فتوا ندارید، مىتوانید به رساله حضرت امام (قدّس سرّه) مراجعه نموده یا بهصورت کتبى یا شفاهى و یا از طریق اینترنت استفتا نمایید.تصدى بیان فتوا6. کسى که در نقل فتوا گرفتار خطا و اشتباه مىشود، جایز نیست متصدى این کار شود.تقلید اعلم7. در صورت تعدد فقهاى جامعالشرایط و اختلاف آنان در فتوا، بنا بر احتیاط واجب باید از اعلم تقلید شود.تعریف عادل8. عادل کسى است که پرهیزگارى او بهحدى رسیده باشد که از روى عمد مرتکب گناه نشود.عدول به مرجع دیگر9. عدول از مجتهد زنده، به دیگرى بنابر احتیاط واجب جایز نیست، مگر اینکه اعلم یا محتمل الاعلمیه باشد.تبعیض در تقلید10. در صورت وجود چند مجتهد مساوى، تبعیض در تقلید مانع ندارد.تقلید ابتدایى از میت11. تقلید ابتدایى از مجتهد میّت یا بقاء بر تقلید او باید بر اساس تقلید از مجتهد زنده و بهاحتیاط واجب اعلم باشد.12. بنابر احتیاط واجب تقلید ابتدائى از مجتهد متوفّى جایز نیست.بقاء بر تقلید میّت13. بقاء بر تقلید میت حتى در مسائلى که تاکنون مکلف به آنها عمل نکرده، جایز و مجزى است.عدول از مجتهد زنده به میّت14. بقاء بر تقلید میّت تا وقتى که در مسألهاى به مجتهد زنده عدول نشده جایز است، ولى پس از عدول، رجوع مجدد به میّت بنابر احتیاط واجب در آن مسأله جایز نیست.احکام ولایت فقیهولایت فقیه15. ولایت فقیه بهمعناى حاکمیّت مجتهد جامعالشرایط در عصر غیبت است و شعبهاى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) مىباشد.اطاعت از ولىّ فقیه16. در مسائل مربوط به اداره کشور اسلامى و امورى که به عموم مسلمین ارتباط دارد، نظر ولىّ امر مسلمین باید اطاعت شود. ولى در مسائل فردى محض، هر مکلفى باید از مرجع تقلید خودش پیروى نماید.عدم اعتقاد به ولایت فقیه17. عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه، اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید، موجب ارتداد و خروج از اسلام نیست.اجراى حدود در زمان غیبت18. اجراى حدود در زمان غیبت واجب است، و ولایت بر آن مختص ولىّ امر مسلمین مىباشد. احکام طهارتتطهیر فرش با آب لولهکشى19. در تطهیر فرش با آب لولهکشى، جدا شدن آب غساله از آن لازم نیست، بلکه بعد از برطرف شدن عین نجاست، بهمجرد رسیدن آب به محل نجس و حرکت غساله از جاى خود بهوسیله کشیدن دست یا چیز دیگرى بر فرش در هنگام اتصال آب، طهارت حاصل مىشود.تطهیر توسط زمین20. کسى که بر اثر راه رفتن روى زمین، کف پا یا کفش او با نجاستى تماس یافته و نجس شده است، هرگاه تقریباً بهقدر 10 قدم روى زمین خشک و پاک راه برود کف پا یا ته کفشى که نجس شده است پاک مىشود، مشروط به اینکه عین نجاست برطرف شده باشد.مطهر نبودن آسفالت21. زمین آسفالت و یا آغشته به قیر، پاک کننده کف پا یا ته کفش نیست.تطهیر توسط آفتاب22. تابیدن آفتاب باعث طهارت زمین و همه اشیاء غیرمنقول از قبیل ساختمان و چیزهایى که در آن بهکار رفته مانند چوب، در، پنجره و مانند آن مىشود، بهشرطى که عین نجاست قبلاً از آنها زائل شده باشد و در موقع تابش آفتاب، تر باشند و بهوسیله آفتاب خشک شوند.داروى الکلدار23. اگر انسان بداند الکلى که در دارو بهکار رفته است از نوع خوراکى بوده و در اصل مایع و مسکر بوده است، بنابر احتیاط آن دارو نجس است و اگر نمىداند، پاک است.بقاء رنگ خون24. اگر بعد از شستن لباس آلوده به خون، عین خون نباشد و فقط رنگ آن باقى مانده باشد، پاک است.خون تخممرغ25. لکه خون در تخممرغ پاک است، ولى خوردنش حرام است.خون منجمدشده در دهان26. غذایى که با خون منجمدشده در لثه تماس یافته، پاک است و خوردنش اشکال ندارد.پوستهاى کوچک27. بهطور کلّى پوستهاى کوچک بدن که موقع افتادنشان رسیده، اگرچه آنها را بکنند پاک است ولى بنابر احتیاط واجب باید از پوستى که وقت افتادنش نرسیده و آن را کندهاند اجتناب کنند.فضله پرندگان28. فضله پرندگان ــ چه حلالگوشت باشند و چه حرامگوشت ــ پاک است.اهل کتاب29. اهل کتاب ذاتاً پاک هستند.گوشتهاى وارداتى از کشورهاى غیراسلامى30. گوشتى که از کشورهاى غیراسلامى وارد مىشود اگر تذکیه شرعى آن احراز نشود، خوردن آن حرام است ولى از نظر طهارت، اگر یقین به عدم تذکیه آن نباشد، پاک است.اطلاع دادن از نجس31. اگر مهمان یکى از اثاثیههاى میزبانش را نجس کند اطلاع دادن به او در غیر از خوردنى و آشامیدنى و ظرفهاى غذا لازم نیست.افتادن اشیاء مقدس در چاه توالت32. اگر مثلاً آیاتى از قرآن یا حرزى که محتوى قرآن است در چاه توالت افتاد فقط براى کسى که برایش شرعاً ثابت شده است، رفتن به آن دستشویى جایز نیست و باید صبر کند تا یقین کند حرز پوسیده شده و از بین رفته است و اما براى آنان که نمىدانند، تکلیفى نیست و کسى که حرز را انداخته لازم نیست به دیگران بگوید و اگر عسر و حرج است لازم نیست چاه را تخلیه کنند.وسواس33. از نظر شرع مقدس، در طهارت و نجاست اصل بر طهارت و پاکى اشیاء است؛ یعنى در هر موردى که کمترین تردیدى در نجس شدن چیزى حاصل شد، حکم به عدم نجاست مىشود.کسانى که داراى حساسیت نفسانى شدیدى در مورد نجاست هستند (به این افراد در اصطلاح فقهى وسواسى گفته مىشود) حتى اگر گاهى یقین به نجاست هم پیدا کردند باید حکم به عدم نجاست کنند، مگر در مواردى که نجس شدن یک شىء را با چشمان خود ببینند بهطورى که اگر فرد دیگرى هم آن را ببیند یقین به سرایت نجاست کند فقط در این موارد باید حکم به نجاست کنند. استمرار اجراى این حکم در مورد افراد مزبور تا زمانى است که این حساسیت بهطور کلى از بین برود. احکام وضودفعات شستن اعضاى وضو34. شستن صورت و دستها بار اول واجب است و بار دوم جایز و بیش از آن غیرمشروع است. تعیین کننده بار اول یا دوم یا بیشتر، قصد وضو گیرنده است، یعنى مىتواند بهقصد بار اول، چند مرتبه آب به روى صورت بریزد.وضوى ارتماسى 35. در وضوى ارتماسى در مورد دستها باید قصد شستن وضوئى آنها هنگام خارج کردن آنها از آب باشد، تا بتوان از این طریق، مسح را با آب وضو انجام داد.مسح سر36. مسح سر بنا بر احتیاط باید با دست راست انجام شود، ولى کشیدن مسح از بالا به پایین لازم نیست.مسح بر موى مصنوعى37. اگر موى کاشته شده، قابل برداشتن نبوده و یا ازاله آن مستلزم حرج و مشقّت باشد و با وجود موها، امکان مسح بر پوست سر نباشد، مسح روى همان موها، کافى است.جهل نسبت به مقدار مسح پا38. شخصى که بر اثر جهل به مسأله، مسح پا را تا برآمدگى روى پا مىکشیده، اعمالش نسبت به گذشته محکوم به صحّت است ولى بعد از این تا مفصل ساق، مسح نماید.زخم محل مسح39. شخصى که محل مسح او زخم است اگر نتواند دستِ تر بر آن بکشد باید تیمم کند. ولى اگر بتواند پارچهاى روى زخم قرار دهد و بر آن دست بکشد، احتیاط آن است که علاوه بر تیمم، وضو نیز با چنین مسحى انجام دهد.مانعیّت چربى بدن40. چربىهاى طبیعى در پوست صورت و موها مانع وضو نیست، مگر بهقدرى زیاد باشد که مانع رسیدن آب به پوست و مو گردد.مانع نبودن اثر خالکوبى41. اگر خالکوبى مجرد رنگ باشد و یا در زیر پوست بوده و بر ظاهر پوست چیزى که مانع از رسیدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو و غسل و نماز صحیح است.حرج در رفع حاجب42. براى غسل و وضو اگر رفع حاجب حرجى باشد، حکم جبیره مترتب است.وضو قبل از وقت نماز43. وضو گرفتن براى نماز واجب، اگر نزدیک داخل شدن وقت نماز باشد، اشکال ندارد.قدرت نداشتن بر حفظ وضو44. کسى که پىدرپى از او باد خارج مىشود، در صورتى که نتواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ کند و تجدید وضو در اثناء نماز برایش خیلى دشوار باشد، کافى است براى هر نماز یک وضو بگیرد.وضو با آبهاى خنک داخل مسجدالحرام45. صحت وضو با آبهاى خنک مسجدالحرام و اطراف آن که به آشامیدن اختصاص دادهاند، با شک در اباحه آن براى وضو محل اشکال بلکه منع است.نوشتن کلمات مقدسه بدون طهارت46. براى نوشتن آیات شریفه و اسامى مقدسه طهارت لازم نیست، ولى براى مسّ آنها طهارت لازم است.مسّ خط بریل47. اگر قرآن کریم و اسماء طاهره با خط بریل نوشته شود چنانچه نقاط برجسته، علامت حروف باشد، مسّ آنها بدون طهارت جایز است، ولى اگر در نظر عرف آگاه، نوعى خط محسوب شود در مسّ آنها رعایت احتیاط لازم است.مسّ «بسمه تعالى»48. مسّ «بسمه تعالى» حکم مسّ لفظ جلاله را ندارد.مسّ همزه و چند نقطه (ا...)49. مسّ همزه و چند نقطه (ا...) که بهجاى لفظ جلاله نوشته مىشود حکم مسّ لفظ جلاله را ندارد.مسّ آرم جمهورى اسلامى50. اگر آرم جمهورى اسلامى در نظر عرف، اسم جلاله محسوب شود، مسّ آن بدون طهارت جایز نیست.احکام غسلجنابت زن بدون مقاربت51. اگر زن بدون مقاربت به اوج لذّت برسد و در آن حال از او رطوبتى خارج شود آن رطوبت منى بوده و موجب جنابت مىگردد ولى سایر ترشحات پاک مىباشد و در صورت شک نیز حکم جنابت را ندارد.رطوبت مشکوک در مردان52. رطوبتى که در خواب یا بیدارى از مرد خارج مىشود اگر همراه با شهوت و جستن و سست شدن بدن باشد، حکم منى را دارد ولى اگر حتى یکى از این علائم را نداشته باشد و یا مورد شک باشد، حکم منى را ندارد مگر آنکه از راه دیگرى یقین به منى بودن آن پیدا کند.خواندن سورههاى عزائم در حالت جنابت53. خواندن آیاتى که سجده واجب دارند، بر جنب حرام است ولى خواندن سایر آیات از این سورهها اشکال ندارد.عبادت با غسل باطل54. کسى که غسل را مدتى باطل انجام مىداده مثلاً رعایت ترتیب را نمىکرده تمام نمازهایى که در حال حدث اکبر خوانده باید قضا کند ولى چنانچه معتقد بوده که غسلش صحیح است روزههایش محکوم به صحّت مىباشد.حدث اصغر در اثناء غسل55. حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت غسل ضرر نمىرساند و لازم نیست که غسل را از نو شروع کند، ولى چنین غسلى کفایت از وضو براى نماز و سایر اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمىکند.شستن موها در غسل56. بنا بر احتیاط واجب هنگام غسل باید تمام موها شسته شود.کفایت یک غسل از چند غسل57. کسى که غسلهاى متعددى اعم از واجب یا مستحب بر ذمّه او باشد، اگر بهنیت همه آنها یک غسل بهجا آورد، کافى است؛ و نیز اگر در بین آنها غسل جنابت باشد و به نیت آن غسل کند، از بقیه غسلها کفایت مىکند. اگر چه احتیاط این است که همه آنها را نیّت نماید.جهل به وجوب غسل58. کسى که بهخاطر جهل به وجوب غسل، مدتى در حالت جنابت بوده است قضاى نمازهایى که در حال جنابت خوانده است بر او واجب مىباشد و نیز قضاى روزه هم در صورتى که مىدانسته جنب است ولى جاهل به وجوب غسل براى روزه گرفتن بوده است، بر او واجب است. احکام بانوانخون قبل از نُهسالگى دختر59. خونى که دختر قبل از نُهسالگى ببیند علامت شرعى بلوغ دختر نیست و حکم حیض را ندارد هرچند صفات آن را داشته باشد.خون زن با برداشتن رحم60. اگر رحم زنى را در اثر بیمارى و عمل جراحى برداشتند و خون ببیند اگر خون جراحت باشد مثل سایر خونهایى است که از جراحت مىباشد و در غیر این صورت ممکن است خون حیض و یا استحاضه باشد.غسل جنابت در زمان حیض61. صحّت غسل جنابت در حال حیض مورد اشکال است.استحباب برخى از عبادات در موقع نماز براى حائض62. مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگیرد و در جاى نماز رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر و دعا و صلوات و تلاوت قرآن شود و در این وقت تلاوت قرآن مکروه نیست. احکام تیمّممقدار واجب مسح در تیمم63. در مسح پیشانى هنگام تیمم باید کف دست تا سر انگشتان بر پیشانى کشیده شود و نیز نسبت به پشت دست، باید مسح دست تا سر انگشتان باشد.طهارت اعضاء تیمم64. بعید نیست که طهارت اعضاء تیمم شرط نباشد، ولى احتیاط این است که در صورت امکان پیشانى و پشت دستها پاک باشد.اشیایى که تیمم بر آنها صحیح است65. تیمم بر آنچه از زمین محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحیح است. و بعید نیست که تیمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها نیز صحیح باشد.شک در کفایت وقت براى غسل یا وضو66. اگر انسان نداند فرصتى که از وقت نماز باقى مانده است بهاندازه نماز با غسل یا وضو هست یا نه، باید تیمم کند و نمازش را بخواند.تکرار تیمم بدل از غسل67. شخص جنبى که از غسل کردن معذور است، پس از آن که تیمم بدل از غسل جنابت کرد اگر حدث اصغرى از او سر بزند، تا زمانى که عذر شرعى مجوز تیمم باقى است بنا بر احتیاط واجب باید براى اعمال مشروط به طهارت، تیمم بدل از غسل نماید و وضو هم بگیرد، و اگر معذور از وضو باشد باید تیمم دیگرى بدل از وضو نماید.معذور از وضو و تیمم68. کسى که نه وضو برایش ممکن است و نه تیمم، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را در وقت بدون وضو و تیمم بخواند و بعد از وقت با وضو یا تیمم قضا کند. احکام نمازحضور قلب در نماز69. به کتب مربوطه از جمله اسرار الصلوة حضرت امام «قدس سره» مراجعه شود. وقت نمازدخول وقت70. هر زمان که انسان اطمینان به دخول وقت پیدا کرد مىتواند نماز بخواند.اعلام اوقات شرعى از طریق جدولها و رسانهها71. اگر از زمان اعلامى توسط جدولها و رسانههاى گروهى اطمینان به دخول اوقات شرعى پیدا شود کافى است، در غیر این صورت باید صبر شود تا اطمینان حاصل گردد.شبهاى مهتابى72. فرقى بین شبهاى مهتابى و غیرمهتابى در طلوع فجر، وقت فریضه صبح و وجوب امساک براى روزه گرفتن نیست، هرچند احتیاط در این زمینه خوب است.وقت نماز عصر73. وقت نماز عصر تا غروب آفتاب است.خواندن نماز برخلاف ترتیب74. شخصى که نماز عصر را پیش از نماز ظهر و یا نماز عشا را پیش از نماز مغرب خوانده چنانچه بر اثر اشتباه و غفلت بوده و بعد از تمام شدن نماز متوجه شود، نمازش صحیح است و اگر عمداً بوده، باطل است. قبلهتشخیص قبله75. نمازگزار، باید علم به جهت قبله داشته باشد و شهادت دو فرد عادل که از روى نشانههاى حسّى شهادت دهند نیز کفایت مىکند و اگر این دو ممکن نبود، تمام تلاش خود را به کار برده و طبق گمانى که به دست مىآورد عمل مىکند، حال اگر از طریق معتبرى، جهت قبله را تعیین و به آن سمت نماز خواند و بعد فهمید اشتباه کرده، در صورتى که انحراف او تا 90 درجه باشد، نمازش صحیح است و اگر بیشتر از این مقدار باشد در صورتى که وقت نماز نگذشته، باید اعاده کند و اگر وقت گذشته، قضا ندارد.تشخیص قبله از راه قواعد علمى76. اگر از قواعد علمى اطمینان به جهت قبله حاصل شود کافى است.اعتماد به قبلهنما و محراب مساجد و قبور مسلمین77. اعتماد به قبلهنما در صورتى که موجب اطمینان براى مکلّف شود، صحیح است و باید طبق آن عمل گردد، و در غیر این صورت مىتوان بر اساس محراب مساجد و قبور مسلمین جهت قبله را تشخیص داد. مکان نمازگزارفاصله زن و مرد78. بنا بر احتیاط واجب لازم است بین زن و مرد در حال نماز، حداقل یک وجب فاصله باشد که در این صورت اگر زن محاذى مرد یا جلوتر از مرد باشد، نماز هر دو صحیح است. رعایت این احتیاط در مسجدالحرام لازم نیست.سجاده و مهر منقش79. نماز روى سجاده منقش و سجده بر مهر منقش فىنفسه اشکال ندارد، ولى اگر بهگونهاى باشد که بهانه به دست کسانى دهد که تهمت به شیعه مىزنند، تولید آن و نماز خواندن بر آن جایز نیست. و نیز اگر موجب تفرق حواس و از بین رفتن حضور قلب در نماز شود، کراهت دارد.نماز در مکانى که موسیقى پخش مىشود80. در مکانى که موسیقى حرام پخش مىشود اگر نماز خواندن مستلزم گوشدادن به موسیقى باشد، توقف در آنجا جایز نیست، ولى نماز محکوم به صحّت است. احکام مسجدتعریف مسجد جامع81. مسجد جامع مسجدى است که در شهر براى اجتماع همه اهل شهر بنا شده و اختصاص به گروه خاصى ندارد.نجس کردن مسجد محوشده82. مسجدى که بهکلى محو شده یا بهجاى آن بناى دیگرى ساخته شده و امیدى هم به بازسازى آن نیست، معلوم نیست که نجس کردنش حرام باشد گرچه احتیاط در نجس نکردن آن است.اجرای سرود همراه با موسیقى در مسجد و امثال آن83. اجراى سرودهاى انقلابى و مانند آن همراه با نغمههاى موسیقى در مکان مقدس و در مناسبتهایى که آن را اقتضا مىکند، اشکال ندارد مشروط به اینکه با احترام آن مکان منافات نداشته باشد و در مکانهایى مثل مسجد مزاحم نمازگزاران نباشد، ولى پخش موسیقى لهوى مضلّ عن سبیل الله بهطور مطلق جایز نیست.پخش موسیقى از مسجد84. مسجد جایگاه خاصى دارد و اگر پخش موسیقى در آن منافى با حرمت مسجد باشد، حرام است، حتى اگر موسیقى غیرحرام باشد.انجام ورزش و امثال آن در مسجد85. از انجام ورزش و هر کارى که با قداست و شئون مسجد منافات دارد اجتناب شود.اطعام عروسى در مسجد86. غذا دادن به دعوت شدگان در مسجد فىنفسه اشکال ندارد.ورود کفار به مساجد87. ورود کفار به مسجد الحرام شرعاً ممنوع است و در سایر مساجد نیز اگر هتک و بىاحترامى مسجد شمرده شود، جایز نیست، بلکه در سایر مساجد نیز مطلقاً وارد نشوند.تخریب مسجد88. تبدیل و تخریب مسجد جایز نیست، مگر اینکه ضرورت غیرقابل چشمپوشى در بین باشد. لباس و بدن نمازگزارنماز در لباس یا مکان متعلق خمس89. شخصى که در لباسى یا مکانى که خمس به آنها تعلق گرفته و خمسش داده نشده نماز خوانده اگر جاهل به تعلق خمس بوده و یا جاهل به حکم تصرف در آن مال بوده، نمازهایى که خوانده صحیح است.نماز با کمربند چرمى وارداتى از کشورهاى غیراسلامى90. کمربندهاى چرمى که از کشورهاى غیراسلامى وارد مىشود اگر انسان نداند که چرم طبیعى است یا مصنوعى، پاک است و نماز با آن اشکال ندارد، ولى اگر طبیعى بودن آن احراز شود و شک در این باشد که آیا از حیوانى است که تذکیه شرعى شده یا نه، نجس نیست، ولى نماز با آن باطل است، و در صورتى که نمازهاى قبلى را در حال جهل به مسأله خوانده است، قضاى آنها واجب نیست.همراه داشتن پَر پرندگان در نماز91. پر تمام پرندگان پاک است، ولى در صورتى که پر، از پرندگان حرامگوشت باشد، همراه داشتن آن در نماز موجب بطلان است.ظاهر شدن موى زن در نماز92. در صورتى که هنگام نماز، موى زن سهواً ظاهر شود و بهمجرّد اطلاع آن را بپوشاند، نمازش صحیح است.پوشش پاى زن در نماز93. زن باید در حضور نامحرم تمام پاى خود را در نماز بپوشاند ولى اگر نامحرم نباشد پوشاندن پا تا مفصل ساق لازم نیست.پوشاندن موهاى مصنوعى در نماز و غیره94. براى زنان پوشاندن موهاى مصنوعى در نماز واجب نیست، ولى در برابر نامحرم (چه در حال نماز و چه غیر نماز) بنا بر احتیاط واجب باید آن را بپوشانند.نماز با حلقه طلا براى مردان95. به دست کردن حلقه و انگشتر طلا براى مردان حرام است و بنا بر احتیاط واجب نماز با آن باطل است.طلاى سفید براى مردان96. اگر جنس طلاى سفید، طلا باشد که بر اثر مخلوط کردن مادهاى رنگ آن سفید شده است استفاده از آن براى مردان حرام است ولى اگر جنس آن پلاتین است یا عنصر طلا در آن بهقدرى کم است که عرفاً به آن طلا نمىگویند، مانع ندارد.روکش طلا براى دندان مردان97. گذاشتن روکش طلا یا پلاتین روى دندان براى مردان اشکالى ندارد، ولى پوشاندن دندانهاى جلو با طلا اگر بهقصد زینت باشد، خالى از اشکال نیست.لباس شهرت98. لباس شهرت لباسى است که پوشیدن آن براى شخص بهخاطر رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و یا علل دیگر مناسب نیست بهطورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشتنما مىشود پوشیدن چنین لباسى بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، ولى نماز خواندن با آن اشکال ندارد. اذان و اقامهشهادت ثالثه99. گفتن «أشهد أنّ علیاً ولی الله» در اذان و اقامه بهعنوان شعار تشیع خوب و مهم است و باید بهقصد قربت مطلقه گفته شود، ولى جزو اذان و اقامه نیست.پخش اذان از بلندگوى مسجد و غیر آن100. پخش اذان، بهنحو متعارف، براى اعلام وقت نماز، بهوسیله بلندگو، اشکال ندارد ولى پخش آیات قرآنى و دعا و غیر آن اگر موجب اذیّت همسایگان شود، جایز نیست. واجبات نمازکیفیت خواندن قرائت نمازهاى جهریه براى زنان101. زنها مىتوانند حمد و سوره نمازهاى صبح، مغرب و عشاء را بلند یا آهسته بخوانند، ولى اگر نامحرم صدایشان را بشنود بهتر است آهسته بخوانند.غلط در نماز 102. شخصى که کلمه یا اعراب یا حرکتى را در نماز غلط مىخواند اگر عامد یا جاهل مقصر باشد، نماز باطل است، و الّا صحیح است. البته اگر نمازهاى گذشته را با اعتقاد به صحّت، بهصورت مذکور خوانده باشد، در هر صورت قضاى آنها واجب نیست.مقصود از ذکر103. هر عبارتى که متضمّن ذکر خداوند عزّ وجلّ باشد، ذکر محسوب مىشود و صلوات بر محمّد وآل محمّد (علیهم افضل صلوات الله) از بهترین ذکرهاست.قصد سوره معیّن هنگام گفتن بسم الله104. در نماز لازم نیست بسم الله الرحمن الرحیم بهنیت سوره معینى گفته شود.سجده و تیمم بر سیمان و موزائیک105. سجده و تیمم بر سیمان و موزائیک اشکال ندارد، گرچه احوط ترک تیمم بر آنها است.سجده بر دستمال کاغذى106. اگر دستمال کاغذى از چوب یا گیاه ــ غیر از پنبه و کتان ــ ساخته شده، سجده بر آن مانع ندارد.سجده بر فرش در مساجد اهل سنّت107. در مساجد مکه و مدینه اگر با فریضه تقیّه منافات نداشته باشد باید بر چیزى که سجده بر آن صحیح است سجده کرد.مانعیّت چرک روى مهر108. اگر چرک روى مهر بهقدرى باشد که بین پیشانى و مهر حائل باشد، سجده و نماز باطل است.زیاد کردن سجود109. شخصى که متوجه شده پیشانىاش بهطور کامل روى مهر نیست و سر را بلند کرده و دوباره روى مهر گذاشته اگر این عمل در اثر جهل یا فراموشى و فقط در یکى از دو سجده یک رکعت بوده، نمازش صحیح است ولى اگر با علم و عمد بوده و یا در دو سجده یک رکعت بوده، نمازش باطل است.برخورد مکرّر پیشانى به مهر110. اگر موقع سجده، پیشانى بدون اختیار دو مرتبه به مهر برخورد کند، یک سجده محسوب مىشود.شنیدن آیه سجده از رادیو و امثال آن111. با شنیدن آیه سجده از ضبط صوت یا صدا و سیما، سجده واجب مىشود. مبطلات نمازخنده در نماز112. خنده با صدا (قهقهه) در صورتى که عمداً باشد، نماز را باطل مىکند.کم و زیاد کردن جاهلانه اجزاى نماز113. اگر شخصى بهواسطه ندانستن مسأله چیزى از اجزاء نماز را کم یا زیاد کند اگر آن جزء رکن نباشد و او در یادگیرى مسأله کوتاهى نکرده باشد نمازش صحیح است و اگر در یادگیرى مسأله کوتاهى کرده، بنابر احتیاط واجب نماز باطل است.دعاى غیرعربى در نماز114. دعا به زبان فارسى و یا هر زبان دیگر در نماز مانعى ندارد، خواه نماز واجب باشد یا مستحب و خواه در قنوت باشد یا غیر قنوت. نماز قضاترتیب در قضاى نماز115. در نماز قضا رعایت ترتیب لازم نیست، آرى ترتیب بین ظهر و عصر و نیز بین مغرب و عشاء از یک روز باید رعایت شود.شک در مقدار نماز و روزه قضا116. قضاى نمازها و روزههایى که انسان یقین دارد پس از رسیدن به سن بلوغ شرعى نخوانده است، واجب است و نسبت به مقدار مشکوک وظیفهاى ندارد.نماز قضاى پدر و مادر117. قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگ واجب است و نیز بنا بر احتیاط واجب قضاى نماز و روزه مادر بر او واجب است.118. در صورتى که پسر بزرگ، قبل از اینکه قضاى نماز و روزه پدر و مادر فوت شده خود را انجام دهد بمیرد، قضاى مذکور بر پسر یا برادر او واجب نمىشود.119. منظور از پسر بزرگ، پسر بزرگى است که هنگام وفات پدر زنده باشد هرچند او ــ بهعلت اینکه پسر اول قبل از پدر فوت کرده است ــ پسر اول پدر نباشد.120. اگر ترک نماز پدر یا مادر بر اثر طغیان باشد، قضاى آنها بر پسر بزرگ واجب نیست. ولى احتیاط در انجام قضاى آنها ترک نشود. نماز جماعتنماز فرادا هنگام جماعت121. اگر هنگام برپایى نماز جماعت، خواندن نماز فرادا موجب تضعیف نماز جماعت و اهانت و بىاحترامى به امام جماعتى که مردم اعتماد به عدالت او دارند، محسوب شود، جایز نیست.طریق احراز عدالت امام جماعت122. از هر راهى که اطمینان به عدالت امام جماعت حاصل شود، اگر چه با اقتداى عدّهاى از اهل بصیرت و صلاح باشد، کافى است بلکه حُسْن ظاهر نیز کفایت مىکند و در صورتى که عدالت محرز بوده، شک و تردید فعلى مانع اقتدا نیست.امامت شخصى که خود را عادل نمىداند123. امامت شخصى که خود را عادل نمىداند براى کسانى که او را عادل مىدانند، اشکال ندارد و جماعت صحیح است و مىتواند قصد امامت نکند و در این صورت نیز هم نماز او صحیح است و هم نماز مأمومین.امامت کسى که نمىتواند غسل کند124. شخصى که از غسل معذور است، مىتواند با تیمم بدل از غسل امام جماعت شود و اقتدا به او اشکالى ندارد.امامت ناقصالعضو125. اگر دست یا پاى شخصى بهطور کامل قطع یا فلج شده باشد، امام جماعت شدن او محل اشکال است ولى قطع بعض انگشتان دست یا پا حتى انگشت شست، مضرّ به امامت جماعت نیست.امامت زن126. امامت زن در نماز جماعت فقط براى زنان جایز است.اقتدا به غیرروحانى127. با دسترسى به روحانى به غیرروحانى اقتدا نکنند و در صورت عدم دسترسى، اقتدا به غیرروحانى واجد شرایط اشکال ندارد.اقتدا به امام جماعتى که صحت قرائت او مشکوک است128. در نماز رعایت نکات و محسنات تجویدى لازم نیست، همین که قرائت امام جماعت نزد اهل لسان صحیح باشد اقتدا به او جایز است و در صورت شک نیز اقتدا صحیح است.اقتدا به اهل سنت129. اقتدا به نماز جماعت اهل سنّت براى حفظ وحدت اسلامى جایز و صحیح است.وظیفه مأموم موقع قرائت امام130. در رکعت اول و دوم نمازهاى اخفاتیه واجب است مأموم ساکت باشد و قرائت را ترک کند و مستحب است ذکر بگوید، و در نمازهاى جهریه اگر صوت امام ولو همهمه او را میشنود واجب است گوش کند وگرنه مستحب است حمد و سوره را بخواند.جا افتادن سهوى آیه از قرائت امام جماعت131. اگر امام جماعت آیهاى از سوره را نخواند مأموم بهنحوى ــ هرچند با گفتن ذکر یا خواندن آیه ــ او را متوجه کند و در غیر این صورت باید نمازش را فرادا کند و سوره را بخواند.نماز جماعت در ادارات132. با توجه به اهمیّت خاص نمازهاى یومیه و تأکید زیادى که بر اقامه نماز در اول وقت شده است و با توجه به فضیلت بسیار زیاد نماز جماعت، مناسب است کارمندان روشى را اتخاذ کنند که بتوانند در خلال ساعات کار ادارى، نماز واجب را بهصورت جماعت در اول وقت و در کمترین زمان بخوانند، ولى باید بهگونهاى مقدمات این کار را فراهم کنند که نماز جماعت در اول وقت وسیلهاى براى به تأخیر انداختن کارهاى مراجعهکنندگان نشود.بیان احکام و معارف هنگام اقامه نماز در ادارات133. بیان احکام و معارف و امثال آن در هنگام اجتماع براى نماز در خصوص ماه مبارک رمضان و سایر ایامالله مانع ندارد، مشروط به اینکه حقوق مراجعین تضییع نشود.نماز جماعت دور کعبه134. در نماز جماعت دور کعبه، نماز کسانى که پشت سر یا دو طرف امام ایستادهاند، صحیح است لکن نماز افرادى که روبهروى امام قرار دارند، صحیح نیست. نماز استیجارىترتیب در نماز استیجارى139. در نماز استیجارى، خواندن چند ماه نماز صبح و سپس چند ماه نماز ظهر و عصر و پس از آن چند ماه نماز مغرب و عشاء مانع ندارد مگر آن که در اجاره ترتیب خاصى معیّن شده باشد. نماز آیاتوجوب نماز آیات140. وجوب نماز آیات مختص کسانى است که در شهر وقوع حادثه و یا شهر متصل به آن ــ بهطورى که عرفاً یک شهر محسوب شوند ــ زندگى مىکنند.پسلرزه141. هر زلزلهاى، چه شدید و چه خفیف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آیات جداگانهاى دارد. نماز مستحبىشک در رکعات نماز نافله142. به شک در رکعات نماز نافله اعتنا نمىشود یعنى مختار است که بناء را بر اقلّ یا اکثر بگذارد مگر اینکه بناء بر اکثر مفسد نماز باشد که در این صورت بناء را بر اقلّ مىگذارد. نماز مسافرابتدا و انتهاى مسافت شرعى143. مسافت شرعى از آخر شهر مبدأ، تا اول شهر مقصد محاسبه مىشود.معیارِ آخر شهر144. تعیین آخر شهر موکول به نظر عرف است. اگر در نظر عرف کارخانهها و شهرکهاى پراکنده اطراف شهر جزو شهر نباشد، مسافت را از آخر خانههاى شهر باید حساب نمود.حدّ ترخص145. بنا بر احتیاط، معیار حدّ ترخّص جایى است که هم صداى اذان شهر به آنجا نرسد و هم دیوارهاى شهر دیده نشود، ولى بعید نیست که شنیده نشدن اذان براى تعیین حدّ ترخص کافى باشد.تفاوت طریق رفت و برگشت146. اگر رفتن کمتر از چهار فرسخ باشد و مسیر بازگشت هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، نماز تمام و روزه صحیح است، اگرچه مجموع رفتن و برگشتن بهاندازه هشت فرسخ شرعى باشد.وطن147. بهطور کلّى شخصى که در محلى به دنیا آمده و در آنجا رشد و نموّ کرده است آنجا وطن او محسوب مىشود و تا وقتى که از آن مکان اعراض ننموده حکم وطن باقى است و همچنین کسى که به جایى غیر از وطن اصلى خود رفته و قصد زندگى دائمى هرچند براى بخشى از سال در آنجا نموده و با این قصد، مدّتى که عرفاً آن محل را وطن او بدانند، در آن مکان زندگى کرده، آنجا وطن او محسوب مىشود و نیز اگر بدون قصد آنقدر بماند که عرف، آنجا را وطن او بداند، حکم وطن، مترتّب مىشود. همچنین اگر کسى بنا دارد بهمدّت مثلاً هفت هشت سال بهطور دائم در جایى به قصد زندگى بماند، آنجا نیز وطن او محسوب مىشودوطن اصلى و وطن دوم148. وطن اصلى جایى است که انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پیدا کرده است. وطن دوم هم جایى است که مکلّف آن را براى سکونت دائم، ولو براى چند ماه در هر سال، برگزیده است و یا بناى زندگى در آنجا بهمدت هفت، هشت سال داشته باشد.مدت اقامت براى تحقق وطن جدید149. کسى که جایى را به عنوان وطن انتخاب مىکند، اگر به مقدارى که عرفاً صدق کند آنجا را به عنوان وطن اتخاذ کرده است در آنجا بماند، ـ مثلاً دو سه ماه یا کمتر به نحوى که عرفاً اهل آنجا محسوب شود ـ آن محل براى او وطن مىشود.اعراض از وطن150. شخصى که قصد مراجعت به وطن اصلى و زندگى در آنجا را ندارد، بلکه قصد عدم مراجعت دارد از وطن اعراض کرده و آنجا برایش حکم وطن را ندارد.تبعیت فرزند از والدین در وطن151. در صورتى که فرزند در اراده و زندگى تابع پدر باشد، وطنِ پدر، وطن او محسوب مىشود و اگر با مادر زندگى مىکند و تابع اوست وطن مادر، وطن او محسوب مىشود چه فرزند صغیر باشد یا کبیر.تبعیت از پدر و شوهر در وطن جدید 152. زن مىتواند وطن جدید شوهرش را وطن خود قرار ندهد، ولى فرزندان اگر صغیر باشند و در تصمیمگیرى مستقل نباشند و یا در این مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جدید پدر، وطن آنها هم محسوب مىشود.قصد اقامت ده روز و رفت و آمد تا کمتر از مسافت153. پس از قصد اقامت ده روز و خواندن یک نماز چهار رکعتى رفت و آمد تا کمتر از مسافت شرعى (5/ 22 کیلومتر) اشکال ندارد لکن اگر از ابتدا تصمیم به رفت و آمد بیش از حدّ ترخّص باشد خروج تا کمتر از مسافت شرعى به میزان 6 یا 7 ساعت در مجموع ده روز مانع ندارد.سفر شغلى154. اگر در خلال هر ده روز حداقل یک بار براى شغل، سفر انجام شود و این تردّد شغلى حداقل دو سه ماه ادامه داشته باشد، نماز در سفرهاى شغلى ـ غیر از سفر اول و دوم در ابتداى شغل ـ در مبدأ، مقصد و بین راه تمام و روزه صحیح است و در سفرهاى شخصى حکم مسافر را دارد، و اگر ده روز یا بیشتر در یک محلّ اقامت شود، در سفر اول شغلى نماز شکسته و بعد از آن تمام است.مأمور به تحصیل155. شخصى که از طرف محل کارش مأمور به تحصیل است و هر هفته در این رابطه سفر مىکند، نمازش تمام و روزهاش صحیح است.وطن بودن محل تحصیل156. محل تحصیل یا کار، حکم وطن را ندارد مگر آنکه آنقدر آنجا بماند که عرفاً وطن او محسوب شود.عدول در مسأله سفر تحصیلى157. عدول به مجتهد جامع الشرایطى که سفر براى تحصیل را سفر براى شغل مىداند و نماز و روزه را تمام و صحیح مىداند اشکال ندارد ولى تبعیض در این مسأله بین نماز و روزه درست نیست. احکام روزهنیّت روزه158. وقت نیت براى روزه ماه رمضان و نذر معیّن، از اول شب تا اذان صبح و براى روزه غیر معین (مانند روزه قضا و نذر مطلق)، از اول شب تا ظهر روز بعد است و وقت نیت روزه مستحبى، از اول شب شروع شده و تمام روز ـ تا موقعى که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد ـ ادامه دارد.159. اگر شب اول ماه رمضان نیت کند که یک ماه را روزه بگیرد، کافى است؛ ولى بهتر است در هر شب روزه فرداى آن را نیت کند.عسر و حرج 160. اگر روزه را تا حدى ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگى و گرسنگى براى او حرجى شود و در نتیجه آن را افطار نماید، فقط قضا بر او واجب است و کفّارهاى ندارد و در مورد تشنگى احتیاط واجب آن است که در بقیه روز امساک نماید.خوف ضرر161. زنى که بترسد روزه براى خودش و یا براى جنینش و یا براى طفل شیرخوارهاش به دلیل کم شدن شیر ضرر داشته باشد و خوفش از ضرر، منشأ عقلایى داشته باشد، واجب است روزه را بخورد و اگر بگیرد هم صحیح نیست.قول پزشک162. اگر شخصى از گفته پزشک اطمینان پیدا کند که روزه براى او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد، روزه گرفتن براى او واجب نیست. مبطلات روزهخون لثه163. اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود پاک است و خوردنش مبطل روزه نیست.نماز و روزه در حال جنابت164. نمازهایى را که انسان در حال جنابت خوانده باید قضا نماید و روزهها در صورتى که جاهل به اصل جنابت بوده واصلاً نمىفهمیده جنابت چیست، صحیح است ولى اگر جنابت را مىدانسته و جاهل به وجوب غسل بوده باید قضاى روزهها را بهجا آورد ولى کفاره بر او واجب نیست.نسیان غسل جنابت165. شخصى که در روزه ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کرده و با حال جنابت صبح کرده، روزهاش باطل است و قضاى روزه ماه رمضان نیز بنا بر احتیاط همین حکم را دارد، ولى در سایر روزهها، روزه بر اثر آن باطل نمىشود.خروج منى بر اثر ملاعبه166. اگر روزهدار بدون قصد بیرون آمدن منى با خود یا دیگرى بازى و شوخى کند در صورتى که عادت نداشته باشد که در اثر بازى و شوخى منى از او خارج شود ـ اگر چه اتفاقاً منى بیرون آید ـ روزه او صحیح است ولى اگر شوخى را ادامه دهد تا آنجا که نزدیک است منى خارج شود و خوددارى نکند تا خارج گردد روزهاش باطل است.حیض شدن در اثناى روزه نذرى167. اگر زنى در اثناى روزه نذرى معین حائض شود روزهاش باطل مىشود و قضاى آن بعد از طهارت واجب است.غرغره روزهدار168. اگر هنگام غرغره، آب از حلق به پایین رود، روزه باطل مىشود.فرو بردن خلط169. فرو بردن خلط تا به فضاى دهان نرسیده اشکال ندارد و اگر به فضاى دهان رسیده بنابر احتیاط واجب نباید فرو ببرد و اگر عمداً فرو برد بنابر احتیاط قضا و کفّاره بر او واجب مىشود.دخانیات170. روزهدار به احتیاط واجب باید از انواع دخانیات خوددارى کند و در صورت اضطرار، وجوب روزه ساقط نیست.تزریق آمپول171. احتیاط واجب آن است که روزهدار از استعمال آمپولهاى مقوى یا مغذى یا آمپولهایى که به رگ تزریق مىشود و نیز انواع سرمها و تزریق خون خوددارى کند ولى آمپولهاى دارویى که در عضله تزریق مىشود و نیز تزریق آمپول براى بىحس کردن اشکال ندارد.غسل ارتماسى بر اثر فراموشى یا غفلت172. اگر شخصى بر اثر فراموشى و غفلت از روزهدار بودن غسل ارتماسى کند، غسل و روزه او صحیح است.افطار قبل از وقت به خاطر تقیه173. تبعیت از دیگران در افطار روزه قبل از احراز وقت جایز نیست، و اگر از موارد تقیه باشد افطار جایز است، ولى روزه آن روز قضا دارد.افطار قبل از حدّ ترخص174. مسافرى که به خاطر جهل به مسأله، قبل از رسیدن به حدّ ترخص افطار کرده روزهاش باطل، و قضائ آن واجب است ولى اگر از حکم مسأله غافل بوده، کفّاره ندارد.جاهل به مفطر175. شخصى که نمىدانسته چیزى مثل خوردن دارو روزه را باطل مىکند و آن را انجام داده، قضاى روزه بر او واجب است ولى کفاره ندارد. روزه قضاقضاى روزه پدر176. اگر پسر بزرگ بداند که پدرش روزه قضا داشته و نداند انجام داده یا نه، باید انجام دهد.177. شخصى که هم خودش روزه قضا دارد و هم قضاى پدر بر اوست، هر کدام را بخواهد مىتواند اول انجام دهد.نذر روزه گرفتن با داشتن روزه قضا178. شخصى که قضاء رمضان دارد مىتواند نذر روزه کند به شرط آن که قصدش این باشد که روزه نذرى را بعد از قضاء رمضان بگیرد.تأخیر قضاى رمضان179. اگر قضاى روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذرى غیر از مریضى که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آینده به تأخیر انداخته باشد، گرفتن قضاى روزه کافى است اگر چه احتیاط در جمع بین قضا و دادن فدیه (یک مدّ طعام) مىباشد، ولى اگر عذر، مریضى باشد قضا ساقط است ولى فدیه واجب است. کفاره روزهافطار با حرام180. شخصى که با چیز حرام روزهاش را باطل کرده، کفارهاش شصت روز روزه و یا اطعام شصت مسکین است و احتیاط مستحب انجام هر دو است.کفّاره افطار عمدى در ماه رمضان181. فردى که در ماه مبارک رمضان از روى علم و عمد روزهى خود را نگرفته یا آن را باطل نموده باید 60 روز روزه بگیرد (که 31 روز آن پى در پى باشد) و یا 60 فقیر را اطعام نماید.ناتوانى در اداى کفّاره افطار عمدى182. شخصى که کفاره به عهده اوست اگر هیچ یک از وظایفى را که مخیّر میان آنهاست نتواند انجام دهد باید به هر تعداد فقیر که قادر است غذا بدهد و احتیاط آن است که استغفار نیز بنماید و اگر به هیچ وجه قادر بر دادن غذا به فقرا نیست فقط کافى است که استغفار کند یعنى با دل و زبان بگوید: استغفر الله (از خداوند بخشایش مىطلبم)قدرت یافتن بعد از عجز از پرداخت کفاره183. شخصى که قادر به کفاره روزه نبوده و به استغفار اکتفا کرده ولى بعداً قدرت پیدا مىکند کفاره بر او واجب نیست ولى احتیاط مستحب در انجام دادن کفاره است.دادن کفاره روزه به سیّد184. دادن کفاره روزه به سیّد مانع ندارد ولى بهتر (احتیاط مستحب) است که داده نشود. راه ثابت شدن اول ماهرویت هلال با چشم مسلح185. دیدن هلال با چشم مسلح کافى است.اتحاد افق186. مقصود از اتحاد افق شهرهایى است که از جهت احتمال رؤیت هلال و عدم احتمال آن یکسان باشند و اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است. روزه مسافرروزه مستحبى در سفر 187. روزه مستحبى در سفر جایز نیست؛ مگر در مدینه طیبه که مىتواند براى برآمدن حاجت سه روز، روزه مستحبى بگیرد و بنا بر احتیاط لازم است چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه باشد. احکام اعتکافمکان اعتکاف188. اعتکاف در مسجد جامع و غیر جامع رجائاً اشکال ندارد. احکام خمسسال خمسى و کیفیت محاسبه خمس189. سال خمسى، قراردادى نیست بلکه یک امر قهرى و واقعى است یعنى تاریخ دریافتِ اولین درآمد، ابتداى سال خمسى هر مکلفى است و در هر سال همان روز سر سال خمسى او مىباشد و آنچه از درآمدِ بین سال در زندگى مورد نیاز بوده و در حدّ شأن صرف شده خمس ندارد و آنچه تا سر سال خمسى باقى مانده، به اضافه جنسهاى مصرفى (از قبیل برنج، نخود و امثال آن) که تا آخر سال مصرف نشده و چیزهاى خریدارى شده که مورد نیاز نبوده یا بیش از حدّ شأن بوده، متعلّق خمس هستند و سر سال خمسى تا مکلّف خمس خود را پرداخت نکرده حق تصرّف در مال متعلَّق خمس را ندارد. البته مهریه، ارث، هدیه، عیدى و پاداش، خمس ندارد. با این وجود اگر در محاسبهى خمس مشکلى وجود داشته باشد، مىتوان به دفتر یا یکى از نمایندگان مجاز مقام معظم رهبرى(دام ظلّه) در امر وجوهات مراجعه و محاسبه کرد.سال شمسى یا قمرى190. مکلّف مخیّر است که سال خمسى خود را شمسى یا قمرى قرار دهد.تغییر سال خمسى191. تقدیم و تأخیر سال خمسى جایز نیست مگر با اجازه ولىّ امر خمس و بعد از حساب مدّت گذشته و مشروط است به اینکه موجب وارد شدن ضرر به صاحبان خمس نشود.سال خمسى درآمد زن و شوهر192. بر زن و شوهرى که حقوق خود را به طور مشترک در زندگى خرج مىکنند، واجب است هر کدام سال خمسى مستقلى داشته باشند و خمس باقىمانده حقوق خود را بپردازد.شخصى که چند سال خمس نپرداخته193. شخصى که چند سال است که خمس درآمد سالانه خود را نداده است، باید خمس اموالى را که مىداند متعلق خمس شده بپردازد و در موارد مشکوک با ولىّ امر خمس یا وکیل او مصالحه کند.حقوقهاى معوقه194. حقوق معوقه از درآمد سال دریافت آن محسوب مىشود و در مقدار زائد بر مخارج آن سال، خمس واجب است.حق سنوات یا پاداش پایان خدمت195. پولى که پایان خدمت به افراد داده مىشود اگر قسمتى از حقوق زمان خدمت نباشد، هبه است و خمس ندارد.بازخرید196. وجوه دریافتى بابت بازخرید، خمس ندارد.حقوق بازنشستگى197. حقوق بازنشستگى که به کارمند پرداخت مىشود جزو درآمد سال وصول است که اگر تا سر سال خمسى صَرف در مؤونه نشود، خمس دارد.درآمد کودکان198. بنا بر احتیاط بر کودکان بعد از رسیدن به سن بلوغ واجب است که خمس منفعت کسب خود را که قبل از بلوغ به دست آوردهاند و تا زمان بلوغ بر ملک ایشان باقى مانده است، بپردازند.سپرده حج199. اصل سپرده اگر از درآمد کسب بوده و خمس آن داده نشده، خمس دارد اما سود حاصله اگر پیش از سال عزیمت به سفر حج قابل وصول نبوده، جزو درآمد سال وصول محسوب مىشود که اگر در همان سال، هزینه سفر حج شود، خمس ندارد.حقوق دریافتى نزدیک سال خمسى200. اگر کارمندى چند روز زودتر از سال خمسى حقوق خود را دریافت کند و تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس آن واجب است.سرمایه201. اگر سرمایه بهقدرى است که با پرداخت خمس آن، درآمد کسب با بقیه آن وافى به هزینه زندگى او نباشد و یا کسب با بقیّه آن کسب مناسب شأن عرفى او نباشد، خمس ندارد.کالایى که افزایش قیمت پیدا کرده و فروخته نشده202. کالایى که افزایش قیمت پیدا کرده ولى چون مشترى براى خریدش پیدا نشده تا سال خمسى مانده، در این زمان پرداخت خمس افزایش قیمت واجب نیست، ولى اگر مشترى در اثناء سال بوده و مالک به امید سود بیشتر نفروخته تا سال خمسى رسیده، باید سر سال خمسى، خمس افزایش قیمت را بپردازد.لوازم منزل 203. معیار در عدم تعلق خمس به لوازم منزل، صدق عنوان نیاز به آن مطابق با شأن عرفى مناسب با انسان است، هر چند در طول سال از آن استفاده نشود.لوازم التحریر و مواد آرایشى204. باقىمانده از لوازمالتحریر و لوازم آرایشى و عطر و ادکلن در صورتى که از درآمد سال تهیه شده باشد و عرفاً مالیت داشته باشد، خمس دارد.داروهاى اضافى205. اگر خرید داروها جهت استفاده از آن در مواقع نیاز باشد و در معرض احتیاج هم باشد در صورتى که تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس ندارد.خرید وسایل براى آینده206. اگر تهیه لوازم زندگى براى آینده، عرفاً جزو مؤونه حساب شود، خمس ندارد.پسانداز براى مخارج ضرورى207. اگر خرید مایحتاج ضرورى زندگى برحسب وضع مالى شخص متوقّف بر پسانداز درآمد سال باشد، و بنا دارد در آینده نزدیک (تا چند روز بعد از سال خمسى) آن را صرف خرید اشیاء ضرورى کند، در این صورت پرداخت خمس پسانداز واجب نیست.کیفیت محاسبه خمس مغازه208. شخصى که سال خمسى نداشته و مغازهاى را براى کسب و کار خریده کافى است خمس قیمت خرید را بپردازد.وام209. وام خمس ندارد، مگر به مقدارى که اقساط آن از درآمد بین سال پرداخت شده و سر سال خمسى موجود یا تبدیل به سرمایه شده باشد.پول قرض داده شده210. پرداخت خمس پولى که از درآمد بین سال انسان به دیگرى قرض داده است، در صورتى که سر سال خمسى قابل وصول نباشد واجب نیست، بلکه هنگام وصول واجب مىشود.پول موجود در صندوق صدقات منازل211. سر سال خمسى باید خمس پولى که اهل منزل در صندوق صدقات منزل گذاشتهاند، پرداخت شود مگر آنکه صندوق از مؤسسهاى باشد و با صاحب منزل به نحوى قرارداد شده باشد که قراردادن پول در صندوق براى آن مؤسسه قبض، محسوب شود.زمین و مصالح ساختمان212. زمین و یا مصالح ساختمان که انسان براى مسکن مورد نیاز خریده و سال بر آن مىگذرد اگر صَرف در ساخت مسکن شود، خمس ندارد.ترقى قیمت زمین213. شخصى که زمینى خریده و قیمتش زیاد شده، خمس قیمت خرید را ضامن است و با فرض تفاوت چشمگیر نسبت به قیمت فعلى، احوط مصالحه در مقدار تفاوت قیمت است و در صورتى که زمین را به قصد تجارت خریده باشد و هم اکنون مشترى داشته باشد باید خمس قیمت فعلى آن را بپردازد.دادن خمس سالهاى گذشته از درآمد سال جدید214. شخصى که مىخواهد خمس سالهاى گذشته را از درآمد امسال بپردازد، باید خمس این درآمد را نیز بپردازد.خمس و بدهکارى215. اگر بدهکارى انسان به هزینههاى زندگى سال خمسى او مربوط باشد از درآمد همان سال کسر مىشود.مال خارج شده از مؤونه216. مالى که از مؤونه خارج شده اگر سرمایه کسب و تجارت شود ترقى قیمت آن پس از فروش، متعلق خمس است، ولى اگر قصد تجارت با آن ندارد تا وقتى آن را نفروخته است خمس ندارد و اگر فروخت احتیاط آن است که خمس آن را بدهد اگرچه بعید نیست عدم وجوب خمس.هبه و عیدى217. خمس هبه و عیدى واجب نیست هر چند احوط این است که اگر از مخارج سال زیاد بیاید، خمس آن پرداخت شود.ارث218. ارث خمس ندارد، مگر یقین حاصل شود که خمس به آن تعلّق گرفته و پرداخت نشده است.اعطائى بنیاد شهید219. پول یا چیزى که بنیاد شهید به خانوادههاى شهدا هدیه مىکند، خمس ندارد.حقوق جانبازى220. آنچه که بنیاد امور ایثارگران به جانبازان عزیز هدیه مىکند اگر در مقابل کار نباشد، خمس ندارد و اگر در مقابل کار باشد چنانچه از مخارج سال اضافه آید خمس دارد و حقوقى که جهت پرستارى به همسر ایشان مىدهند اگر در قبال کار پرستارى باشد (که اگر پرستارى نکند نمىدهند) چنانچه از مخارج سال اضافه آید خمس دارد و در غیر این صورت خمس ندارد.کمک هزینه تحصیلى221. کمک هزینه تحصیلى خمس ندارد، مگر اینکه شخص، استخدام شده و در قبال تحصیل، حقوق دریافت نماید.ترقى قیمت ارث و هبه222. ارث و هبه و پول فروش آنها خمس ندارد، هرچند قیمت آنها افزایش یافته باشد، مگر اینکه نگهدارى آنها به قصد تجارت و زیاد شدن قیمت باشد، که در این صورت پس از فروش بنا بر احتیاط واجب باید خمس ارزش افزوده آن پرداخت شود.مالى که انسان به دیگرى مىبخشد223. مالى که انسان به دیگرى مىبخشد اگر به مقدارى باشد که عرفاً مناسب شأن او و افرادى مثل اوست و نیز بخشش صورى و به قصد فرار از خمس نباشد، خمس ندارد.معدن224. معادنى که دولت استخراج مىکند خمس ندارد، ولى معادنى که شخصى یا اشخاصى با مشارکت استخراج مىکنند، بعد از کم کردن مخارج، سهم هر کدام که به مقدار بیست دینار طلا و یا دویست درهم نقره یا معادل قیمت یکى از آن دو باشد، خمس آن واجب است.یافتن گنج225. گنجى که شخصى در زمینى که مالک آن است پیدا مىکند، حکمش تابع مقررات نظام جمهورى اسلامى است.استفاده از اموال پدرى که وجوهات نمىدهد یا ربا مىخورد
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۱۳ ساعت 22:39 توسط م.پوربافرانی
|
کانون فرهنگی باقرالعلوم (علیه السلام) مسجد جامع بافران آماده دریافت انتقاد و پیشنهاد سازنده شما در خصوص وبلاگ و امور فرهنگی می باشد. با تشکر