226. تا وقتى فرزند یقین به حرمت چیزى که مصرف مى‌‌کند ندارد، استفاده‌اش اشکالى ندارد و تحقیق لازم نیست، ولى اگر یقین به حرمت پیدا کند تصرفش در آن مال جایز نیست مگر اینکه جدایى از خانواده و قطع رابطه با آنان براى او حرجى باشد که در این صورت تصرف و استفاده جایز است ولى ضامن زکات و یا مال دیگران که در اموال مورد مصرف او وجود دارد، مى‌‌باشد.تصرف در اموال کسى که وجوهات نمى‌دهد227. تا یقین به وجود خمس و زکات در عین اموال مورد ابتلا نباشد، تصرّف در آن اشکال ندارد.تصرف در اموال میت قبل از پرداخت خمس228. اگر میّت وصیت به پرداخت خمس کند و یا ورثه یقین دارند که میت مقدارى خمس بدهکار است، تا خمس او پرداخت نشود، تصرف در اموال او غاصبانه و حرام است و موجب ضمان است.مصرف خمس در ساخت مسجد و...229. در حال حاضر، سهمین مبارکین(خمس) براى اداره حوزه‌هاى علمیّه مورد نیاز است؛ براى این‌گونه امور، از وجوه برّیّه و کمک‌هاى مؤمنین استفاده شود.ارجاع در امر خمس230. مقلدین مقام معظم رهبرى‌(دام‌ظله) براى روشن‌شدن وضعیّت خمس اموالشان به دفتر مقام معظم رهبرى(دام‌ظله) یا یکى از وکلاى مجاز معظم‌له در امر وجوه شرعیه مراجعه نمایند.استمهال231. اگر براى فردى پرداخت خمس به صورت یکجا امکان ندارد، مى‌تواند به دفتر مقام معظم رهبرى(دام‌ظله) یا یکى از نمایندگان مجاز ایشان در وجوه شرعیه مراجعه کند و پس از کسب اجازه، خمس خود را به تدریج بپردازد.بخشش سهمین232. سهمین مبارکین قابل بخشش نیست.اجازه براى پرداخت حقوق شرعى‌233. در زکات خود انسان مى‌‌تواند آن را به فقراى متدین و عفیف بدهد و پرداخت مظالم بنا بر احتیاط محتاج اذن از حاکم شرع است و در خمس ـ اعم از سهم مبارک امام(علیه‌السلام) و سهم سادات کرام ـ واجب است آن را به دفتر مقام معظم رهبرى‌(دام ظله) و یا به یکى از وکلاى مجاز معظم‌له تحویل دهد و یا در پرداخت آن به مستحقین اجازه بگیرد.ملاک سیادت234. اگر چه منتسبین به پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) از طرف مادر هم از اولاد آن حضرت محسوب مى‌شوند، ولى ملاک ترتّب آثار و احکام شرعىِ سیادت، انتساب از طرف پدر است. احکام زکاتریختن صدقات واجب و مستحب در صندوق کمیته امداد235. صدقات مستحبّى بهتر است به فقیر عفیف و متدیّن داده شود و نیز مى‌‌توان آنها را در صندوق صدقات ریخت، ولى صدقات واجب باید توسط خود شخص و یا به وسیله وکیل او به فقرایى که مستحق هستند داده شود و در صورتى که انسان بداند که مسئولین کمیته امداد پول‌هاى صندوق‏‌ها را جمع آورى کرده و به فقراى مستحق مى‏دهند، ریختن آن در صندوق‏‌هاى صدقات اشکال ندارد.جنس زکات فطره236. لازم نیست زکات فطره از قوت غالب داده شود بلکه اگر از گندم، جو، خرما، برنج و مانند اینها داده شود، کفایت مى‏‌کند.فطره زن ناشزه237. فطره زن ناشزه به عهده شوهر است مگر آنکه نان‌خور شخص دیگرى باشد.فطره میهمان238. میهمانى که فقط شب عید فطر به خانه کسى مى‌‌رود، فطره‌اش به عهده صاحب‌خانه نیست.239. میهمانى که نان‌خور میزبان محسوب مى‌‌شود اگر زکات فطره خود را با اجازه میزبان و از طرف او بپردازد، از عهده میزبان ساقط مى‏‌شود.دادن فطره به واجب‌النفقه240. اگر فرزندان فقیر باشند، پدر و مادر باید مخارج واجب آنان را بپردازند و نمى‌توان چیزى از زکات فطره را بابت مخارج زندگى به آنها داد ولى براى اداى دین و یا مایحتاجى که تأمین آن بر پدر واجب نیست اشکال ندارد.مصرف زکات فطره241. مصرف زکات فطره، همان مصرف زکات مال است ولى احتیاط آن است که با وجود فقیر در محل، به مصارف دیگر نرسد. احکام معاملاتلزوم معامله معاطاتى242. بین معامله عقدى و معامله معاطاتى در لزوم، تفاوتى وجود ندارد.تأخیر در پرداخت ثمن243. در صورتى که در معامله، مشترى ثمن را به موقع پرداخت نکند، فروشنده حق مطالبه مبلغى بیشتر از قیمت معیّن شده مبیع در معامله را ندارد، ولى در صورتى که بر اثر کوتاهى خریدار در پرداخت پول، قدرت خرید فروشنده و ارزش پول پایین بیاید و وى متضرر شود، احوط این است که با مشترى در مقدار مابه‏التفاوت مصالحه کند.گرفتن غرامت به خاطر انصراف از معامله244. شرط پرداخت مبلغى در صورت انصراف از معامله، اگر در ضمن عقد لازم باشد و یا عقد مبتنى بر آن منعقد شود اشکال ندارد. ولى باید براى این قبیل شرطها که در قیمت مبیع مؤثّر هستند مدّت معیّنى ذکر شود و الا باطل است.تقلب با غیر مسلمان در معاملات245. دروغ و فریب و تقلّب در معاملات جایز نیست، هرچند طرف مقابل غیرمسلمان باشد.خیار عیب در صورت ممنوعیت انتقال رسمى246. اگر بعد از معامله آشکار شود که انتقال رسمى مبیع به دیگرى ممنوع است، با فرض این که این امر عرفاً عیب محسوب مى‌‏شود، موجب ثبوت خیار براى خریدار مى‏گردد.بیع نسیه247. باید در بیع نسیه، مهلت پرداخت ثمن معیّن شود، بنا بر این اگر بدون معیّن کردن مهلت اقساط ثمن، بیع نسیه صورت بگیرد از اساس باطل است، و اگر زمان پرداخت معیّن شود و مشترى پرداخت آن را از موعد مقرّر به تأخیر بیندازد، معامله صحیح است و مجرّد این تأخیر موجب ثبوت خیار براى فروشنده نمى‏شود.بیع سلم248. در بیع سلم، ثمن باید هنگام عقد بیع، نقد باشد و الا بیع از اساس باطل است.فروش آپارتمان به صورت سلم249. فروش آپارتمانى که بالفعل موجود نیست به صورت بیع سلم در صورتى که فروشنده صفات آن را به‌گونه‌اى بیان کند که رافع غرر باشد اشکالى ندارد. البته باید شرایط بیع سلم رعایت شود. و اگر فروشنده سر موعد معیّن، توان تحویل دادن را ندارد مشترى حق دارد یا معامله را فسخ نماید و یا صبر نماید تا زمانى که فروشنده آپارتمان را تحویل دهد.خرید و فروش اسکناس250. فروش اسکناس به مقدار بیشتر از مبلغ آن اگر به قصد جدّى و با غرض عقلایى باشد مثل این که اسکناس‌‏ها از نظر کهنه و نو بودن با یکدیگر فرق داشته و یا داراى علامت‏‌هاى مخصوص بوده و یا نرخ آنها با یکدیگر، تفاوت داشته باشد، اشکال ندارد ولى اگر معامله، صورى و براى فرار از ربا بوده و در واقع براى دستیابى به سود پول باشد، شرعاً حرام و باطل است.تجارت الکترونیکى251. معامله شرعى حلال با مراعات همه شرایط صحت آن از طریق وسایل الکترونیکى جایز است.فروش چک252. فروش چک به مبلغ کم‏تر به فرد ثالث جایز نیست لکن به شخصى که مبلغ چک در ذمّه او است، اشکال ندارد.خرید کالاهاى شانسى254. اگر در خرید کالاهاى شانسى مثل لُپ لُپ، کالا را به حساب خود کالا مى‌خرد اشکال ندارد اگرچه به امید یافتن جایزه باشد.معاملات پنتاگونا، گلدکوئیست، الماس و مشابه آن255. این عمل صورت شرعى ندارد و اکل مال به باطل است و جایز نیست.خرید از شرکت تجارى که اموال آن مخلوط به حرام است 256. خرید کردن از شرکتى که اجمالاً برخى از اموال آن حرام است در صورتى که همه اموال شرکت مورد ابتلاى خریدار نباشد، اشکالى ندارد.استفاده از اموال کسى که مالش مخلوط به حرام است257. تا یقین به وجود حرام در اموال مورد ابتلا نباشد، تصرّف در آن اشکال ندارد.خرید اجناس غربى258. اگر خرید کالاهاى وارداتى از کشورهاى غیراسلامى و استفاده از آنها باعث تقویت دولتهاى کافر و استعمارگر که دشمن اسلام و مسلمین هستند، شود و یا قدرت مالى آنها را براى هجوم به سرزمین‌هاى اسلامى یا مسلمین در سرتاسر عالم، تقویت نماید، واجب است که مسلمانان از خرید و بکارگیرى و استفاده از آنها اجتناب کنند.معامله با شرکت‌هاى صهیونیستى259. خرید و فروش هرگونه کالاى وارداتى از دولت غاصب اسرائیل حرام است و همچنین خرید و فروش هرگونه کالایى از شرکت‌هاى صهیونیستى و یا شرکت‌هایى که از سود حاصله کمک به دولت غاصب اسرائیل مى‌کنند حرام است. مشاغلمعاشرت با بهائیت260. از هرگونه معاشرت با این فرقه‌ى ضالّه‌ى مضلّه، اجتناب شود.حقوق گرفتن در مقابل تدریس واجب کفایى 261. وجوب تدریس چیزى که یاد دادن آن واجب کفایى است، مانع گرفتن حقوق در برابر تدریس آن نیست، به‌خصوص اگر دریافت حقوق به خاطر حضور در محل مرکز آموزشى و اداره کلاس باشد.اجرت گرفتن براى یاد دادن مسائل شرعى‌262. هرچند اجمالاً آموزش مسائل حلال و حرام فى‏‌نفسه واجب است و اجرت گرفتن در برابر آن جایز نیست ولى گرفتن اجرت براى مقدماتى که اصل آموزش احکام متوقف بر آنها نیست و شرعاً هم بر انسان واجب نیستند مانند حضور در مکان خاص، اشکال ندارد.دریافت اجرت براى اقامه نماز جماعت263. گرفتن اجرت در برابر رفت و آمد یا ارائه خدماتى که انجام آنها بر مکلّف واجب نیست، اشکال ندارد.کار در مؤسساتى که سود آنها به دولت کافر مى‌‌رسد264. کسب درآمد با کارهاى مشروع فى‏‌نفسه اشکال ندارد هرچند از امورى باشد که درآمد آن به دولت غیراسلامى مى‏‌رسد، مگر زمانى که آن دولت در حال جنگ با اسلام و مسلمین باشد و از نتیجه کار مسلمانان در این جنگ استفاده کند.کار کردن براى کافر265. کار کردن براى کافر فى‌‌نفسه اشکال ندارد مشروط به اینکه کار حرام و یا خلاف مصالح عمومى اسلام و مسلمانان نباشد.استعمال، تولید و خرید و فروش مواد مخدّر266. استعمال مواد مخدّر و استفاده از آنها با توجه با آثار سوء‌شان از قبیل ضررهاى شخصى و اجتماعى قابل ملاحظه‌اى که بر استعمال آنها مترتّب مى‌شود حرام است و به همین دلیل کسب درآمد با آنها از طریق تولید، حمل و نقل، نگهدارى، خرید و فروش و غیر آن هم حرام است.خرید و فروش گوشت خوک268. خرید و فروش گوشت خوک براى استفاده‌‏هاى غذایى انسان جایز نیست هرچند خریدار مسلمان نباشد، ولى اگر داراى منفعت عقلایى حلال و قابل توجهى مانند استفاده از آن براى تغذیه حیوانات و یا بکارگیرى چربى آن در صنعت صابون‏‌سازى و مانند آن باشد، خرید و فروش آن اشکال ندارد.حمل گوشت تذکیه نشده269. حمل گوشت تذکیه نشده براى کسى که قصد خوردن آن را دارد، جایز نیست اگر چه مشترى آن را حلال بداند.ساخت و خرید و فروش مواد منفجره270. ساخت و خرید و فروش و استفاده از ترقه و مواد منفجره در صورتى که موجب آزار دیگران باشد و یا تبذیر مال محسوب شود و یا خلاف قانون و مقرّرات نظام جمهورى اسلامى باشد، جایز نیست.خرید و فروش آرد271. اگر نانوا از طرف دولت مجاز در فروش آرد نباشد، جایز نیست آن را بفروشد و خرید آن هم توسط مردم جایز نمى‏‌باشد.پولى که مأمور خرید دریافت مى‌‌کند272. پرداخت مال توسط فروشنده به مأمور خرید جایز نیست و براى مأمور هم دریافت آن جایز نیست و آنچه را دریافت مى‏‌کند باید به اداره یا شرکتى که مأمور خریدِ آن است، تسلیم کند.اجرت دلال منزل273. دلاّل حق دارد در برابر راهنمایى و همراهى کردن مشترى براى نشان دادن منزلى که در معرض فروش گذاشته شده، مطالبه اجرت کند، ولى در صورتى که واسطه در انجام معامله نباشد و در این ارتباط نقشى نداشته باشد، حق مطالبه اجرت در برابر تحقّق معامله بین فروشنده و خریدار را ندارد و اگر در این زمینه قانون ومقرّراتى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.آرایشگرى‌274. آرایش کردن زنان فى‌‏نفسه و اجرت گرفتن در برابر آن به شرطى که به منظور نشان دادن به نامحرم نباشد، اشکال ندارد.سحر و جادوگرى275. علم سحر و یادگرفتن آن حرام است مگر آنکه به منظور غرض عقلایى و مشروع باشد.فالگیرى276. فالگیرى و گرفتن پول در مقابل آن صورت شرعى ندارد.دعا نویسى277. دعا نویسى اگر بر مبناى دعاهاى وارده از معصومین (علیهم السلام) باشد و همچنین اخذ وجه در مقابل آن اشکال ندارد.هیپنوتیزم278. اگر به منظور غرض عقلائى و با رضایت طرف مقابل و خالى از ضرر قابل توجه بوده و همراه با کار حرام نباشد، اشکال ندارد.احضار روح و جنّ279. احضار روح و جنّ اگر براى غرض عقلائى بوده و همراه با امر حرام یا مستلزم آن نباشد اشکال ندارد. صلحلزوم صلح280. اگر صلح به نحو صحیح محقق شود، نسبت به مصالح هم لازم است و اگر براى خودش حق فسخ قرار نداده، حق رجوع از آن را ندارد.صلح اموال به شرط داشتن حق تصرف281. اگر شخصى همه دارایى خود را به فرد دیگرى صلح کند به این شرط که تا خودش زنده است در آنها اختیار تصرف داشته باشد، صلح مذکور با این شرط محکوم به صحّت و نفوذ است، بنا بر این فرد صلح‌کننده نه حق فسخ دارد و نه حق انتقال اموال به فرد ثالثى‌، بلکه فقط مى‌‌تواند از اموال استفاده کند. هبههدیه نسبت به کفار 282. گرفتن یا دادن هدیه به کفّار فى‌نفسه مانعى ندارد.  مضاربهشرایط مضاربه283. عقد مضاربه مختصّ به‌کارگیرى سرمایه در تجارت است و در این عقد شرط است که سهم صاحب سرمایه و عامل، از سود، به صورت کسر مشاع مانند نصف و ثلث و غیره باشد. بلى اگر هر ماه، عامل مبلغى را به عنوان على‌الحساب به صاحب سرمایه در ازاى سهم سود او بپردازد و در پایان مدّت مضاربه نسبت به سود حاصله با یکدیگر مصالحه نمایند، اشکال ندارد و نیز اگر شرط کنند که در صورت بروز خسارت به سرمایه، عامل ضامن باشد، اشکال ندارد.مضاربه با اسکناس و کالا284. مضاربه با اسکناسى که امروزه رایج است، اشکال ندارد، ولى مضاربه با کالا صحیح نیست.مضاربه در کارهاى تولیدى و خدماتى‌285. عقد مضاربه فقط مختص به‌کارگیرى سرمایه در تجارت از طریق خرید و فروش است، و استفاده از آن به عنوان مضاربه در زمینه‏‌هاى تولید و توزیع و خدمات و مانند آن، صحیح نیست. لکن مانعى ندارد که این امور را تحت عنوان عقود شرعى دیگر مثل جعاله و صلح و غیرذلک انجام دهند.مضاربه با بانک‌ها286. تا زمانى که احراز نشود مضاربه‏‌اى که بانک به عنوان وکیل سپرده‏‌گذاران ادعاى انجام آن را دارد، صورى و به سببى باطل است، آن مضاربه محکوم به صحّت‏ مى‏‌باشد و سودهاى حاصل از آن که به صاحبان اموال مى‏دهد، براى آنان حلال است.مضاربه فاسده287. در مضاربه فاسده پس از اینکه صاحب سرمایه معامله را اجازه داد تمام سود مال اوست و عامل هیچ چیزى حتى اجرة‌المثل را حق ندارد مگر آنکه جاهل به فساد باشد که مى‌‌تواند اجرت‌المثل را بگیرد. رهناجرت رهن288. مرتهن نمى‌‌تواند براى انباردارى و یا حفظ مالى که به عنوان رهن طلب خود از راهن گرفته، اجرت بگیرد، علاوه بر آنکه این کار حیله‌اى براى گرفتن ربا مى‌‌باشد که آن حرام است.رهن گذاشتن ملک دیگرى289. اگر مدیون، ‌ملک دیگرى را با اذن و اجازه صاحبش بابت دین خود نزد طلبکار رهن بگذارد، اشکال ندارد.اجاره منزل به شرط قرض290. رهن کامل منزل جایز نیست، ولى اگر منزل اجاره داده شود و در ضمن عقد اجاره، شرط شود که مستأجر مبلغى را به صاحب منزل قرض دهد، اشکالى ندارد. دین و قرضتقاصّ دین291. اگر بدهکار بدهى خود را انکار کند و یا بدون عذر در پرداخت آن کوتاهى نماید، طلبکار مى‏‌تواند از اموال او تقاص نماید. البته اگر در این زمینه قانونى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.تعریف رباى قرضى و رباى معاملى292. رباى قرضى‌، مقدار اضافه بر مبلغ قرض است که شرط مى‌‌شود قرض‌گیرنده به خاطر قرضى که مى‌‌گیرد به قرض‌دهنده بدهد. و رباى در معامله عبارت است از فروش کالایى که مکیل و موزون باشد در برابر کالاى همجنس آن به مقدار زیادتر.قرض ربوى293. قرض ربوى حرمت تکلیفى دارد ولى اصل قرض صحیح است و در موارد اضطرار مى‌‌تواند براى اجتناب از انجام حرام، هنگام قرض کردن، پرداخت ربا را قصد نکند، اگر چه مى‌‌داند که ربا را از او خواهند گرفت.معامله صورى‌294. اگر شخصى ملک خود را به مشترى بفروشد به شرط اینکه دوباره آن را از او به قیمت بیشتر بخرد، این معامله ـ چون صورى و وسیله‌اى براى دستیابى به قرض ربوى است ـ حرام و باطل است، البته اگر ملک خود را به طور جدّى و به نحو صحیح شرعى و بدون شرط خرید مجدّد بفروشد و سپس اقدام به خرید نقدى یا نسیه آن به همان قیمت یا بیشتر از مشترى نماید، اشکال ندارد.کارپردازى براى قرض ربوى295. هر کارى که به نحوى در عقد قرض ربوى یا در انجام و تکمیل آن و یا در تحصیل و دریافت از قرض‌گیرنده دخیل باشد (مثل کاتب و حاسب و بازرس و...)، شرعاً حرام است و انجام دهنده آن کار مستحق دریافت اجرت نیست. احکام افراد نابالغ و عقب‌‌افتاده ذهنیملاک ممیز بودن 296. ممیّز کسى است که آنچه را عرف، خوب یا بد مى‌‌داند تشخیص دهد و باید در این رابطه، شرایط زندگى کودک و عادات و آداب و سنت‏هاى محلى هم ملاحظه شود و امّا سن تمییز، به تبع اختلاف اشخاص در استعداد و درک و هوش، مختلف است.تکلیف داشتن شخص عقب‌مانده297. معیار توجه تکالیف شرعى به انسان این است که او شرعاً بالغ و از نظر عرف عاقل باشد، ولى درجات درک و هوش معتبر نیست و دراین رابطه تأثیرى ندارد.علائم بلوغ298. علائم بلوغ عبارتند از:1ـ روییدن موى خشن بر شرمگاه2ـ خروج منى3ـ کامل شدن 15 سال قمرى در پسر (تقریباً معادل 14 سال و 6 ماه و 17 روز شمسى)، و 9 سال قمرى در دختر (تقریباً معادل 8 سال و 8 ماه و 22 روز شمسى).ولایت و حضانت صغیر299. ولایت شرعى بر صغیرى که پدرش مرده است با جدّ پدرى اوست، ولى حق حضانتش با مادر او مى‌‌باشد.تصرف ولى طفل در هدایاى او300. جایز است ولىّ طفل در لباس یا چیزهایى دیگر مثل اسباب‌بازى که به طفل هدیه داده شده با رعایت غبطه و مصلحت او هرگونه که صلاح مى‏داند تصرّف کند. احکام حقوقشکستن قفل سى‌‌دى و خرید و فروش آن 301. شکستن قفل سى دى و تکثیر آن بدون اجازه ناشر اصلى بنا بر احتیاط واجب جایز نیست و نیز استفاده و خرید و فروش سى دى تکثیر شده بدون اجازه ناشر اصلى جایز نیست.تجدید چاپ کتاب302. مسأله تجدید چاپ کتابهایى که در خارج از جمهورى اسلامى منتشر شده‌‏اند و یا تصویربردارى به طریق افست از آنها، تابع قراردادهایى است که راجع به آنها بین جمهورى اسلامى ایران و آن دولتها منعقد گشته است. و امّا کتاب‌هایى که در داخل چاپ مى‏‌شوند، احوط این است که حق ناشر با کسب اجازه از او نسبت به تکرار و تجدید چاپ کتاب رعایت شود.تکثیر نوار303. احوط ترک نسخه‏بردارى از نوار بدون اجازه صاحب آن است، ولى اگر بدون اجازه مبادرت به این کار کرد، محو کردن محتواى نوار کافى است.تصرف پدر در اموال فرزند بالغ خود304. براى پدر جایز نیست در اموال فرزند بالغ و عاقل خود تصرّف کند مگر با اجازه و رضایت او، و تصرّف بدون رضایت او حرام و موجب ضمان است مگر در مواردى که استنثا شده است.بخشش همه اموال به یکى از فرزندان خود305. اگر بخشش همه اموال به یکى از فرزندان و محروم کردن بقیه آنها، موجب برانگیخته شدن فتنه و اختلاف بین فرزندان شود، جایز نیست.اطاعت از والدین306. اطاعت از والدین واجب نیست لکن ایذاء ایشان حرام است، مگر در انجام واجبات و ترک محرّمات.مسئولیت مراقبت از پدر و مادر بیمار307. مسئولیت مراقبت از شخص بیمار (پدر و مادر) در صورتى که قادر به استخدام پرستار از مال خودش نباشد، به‌طور مساوى بر عهده همه فرزندان او که توانایى مراقبت از او را دارند، مى‌‌باشد.تأدیب کودک308. تأدیب کودک از ناحیه پدر مثلاً و یا معلّمِ مجاز از طرف ولىِ طفل، مشروط به آن است که موجب دیه نشود و اگر سیاه یا کبود و یا قرمز شود، دیه لازم مى‌شود.جبران تصرّفات غاصبانه در اموال مردم309. با صرف نمودن مبلغ مذکور در راه خیر، ذمّه‌ى او برى نشده و باید آن را به خودش و یا ورثه‌ى او پرداخت نماید و لازم نیست واقعیت را به آنان بگوید و یا خودش به صورت مستقیم به ایشان بپردازد، بلکه به هر عنوان که پول به آنان رسانده شود، هر چند که در قالب هدیه، عیدى یا غیر آن باشد و یا توسط فرد ثالثى انجام گیرد، کافى است و در صورتى که به هیچ وجه به صاحب آن یا ورثه‌ى او دسترسى ندارد از طرف ایشان به فقیر صدقه دهد و تنزل ارزش پول را نیز به حساب آورد.زیاده‌روى در مصرف برق310. شکى نیست که استفاده و مصرف هر چیز از جمله نیروى برق و نور چراغ، بیشتر از مقدار نیاز، اسراف محسوب مى‌‏شود.کشتن حشرات و حیوانات موذى311. اگر حشرات و حیواناتى موذى باشند و یا وجود آنها موجب آلودگى محل زندگى گردد، کشتن آنها اشکال ندارد. قوانین دولتى و بیت‌المالزمین هاى اصلاحات اراضى312. امر زمین‌هاى اصلاحات ارضى تابع قانون مجلس شوراى اسلامى و مجمع تشخیص مصلحت نظام است.زمین مصادره‌اى‌313. اگر ملکى به حکم حاکم شرع یا با استناد به قانون جارى دولت اسلامى از مالک قبلى آن گرفته شده باشد و یا سابقه مالکیت شرعى براى مدّعى آن ثابت نباشد تصرّف در آن متوقف بر اجازه مالک قبلى آن نیست.اشتغال به کار غیرادارى در زمان کار314. شخصى که موظّف است در وقت معیّنى کارى انجام دهد، حتى در وقت بیکارى هم نباید وقت خود را صَرف در کارهایى که مربوط به آنجا نیست بکند، مگر با اذن مسئولى که شرعاً و قانوناً حق اذن دادن داشته باشد.رشوه و هدیه در محیط کار315. پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعه‌کننده به کارمندان ادارات که مکلّف به ارائه‌ى خدمات ادارى به مردم هستند و حتماً منجر به فساد ادارات خواهد شد، عملى است که از نظر شرعى حرام محسوب مى‌شود و توهّم اضطرار، مجوّز انجام این کار نیست.316. بر کارمندان محترم واجب است که رابطه آنان با همه مراجعه‏‌کنندگان براساس قوانین و مقرّرات و ضوابط خاص اداره باشد و قبول هر گونه هدیه‏‌اى از مراجعه‏‌کنندگان به هر عنوانى که باشد براى آنان جایز نیست زیرا باعث فساد و سوءظن به آنان و تشویق و تحریک افراد طمع‌کار به عمل نکردن به قانون و تضییع حقوق دیگران مى‏‌شود. البته در یک صورت، دریافت هدیه جایز است و آن، این است که هدیه‌دهنده بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتى توقع قبلى‌، با اصرار زیاد و با امتناع کارمند از قبول، آن را اهداء کند. اما رشوه، مسلم است که براى گیرنده و دهنده آن، حرام است و واجب است کسى که آن را دریافت کرده به صاحبش برگرداند و حق تصرّف در آن را ندارد.تقلّب و استخدام با مدرک تقلبى317. تقلّب حرام است ولى اگر شخصى که تقلب کرده است تخصص و مهارت لازم را براى کارى که براى آن استخدام شده دارد و مقرّرات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.اضافه‌کارى‌318. نوشتن گزارش‌هاى غیرواقعى و دریافت پول در برابر ساعات اضافه‏‌اى که کارى در آنها انجام نشده جایز نیست و واجب است پول‌هاى اضافه‏‌اى که کارمند مستحق دریافت آنها نبوده، بازگردانده شود، ولى اگر قانونى وجود داشته باشد که به مسئول اداره اجازه دهد تا ساعات اضافه کارى کارمندى را که اضافه کارى انجام داده، دو برابر نماید جایز است این کار را انجام دهد و در این صورت دریافت اجرت توسط کارمند طبق گزارشى که مسئول اداره از ساعات اضافه کارى او نوشته، جایز است.استفاده شخصى از امکانات دولتى و اموال عمومى319. استفاده شخصى از امکانات دولتى و اموال عمومى باید طبق قوانین و مقرّرات مربوطه باشد و برخلاف آن جایز نیست.مالکیت دولت‌ها320. اموال دولت هرچند دولت غیراسلامى باشد، شرعاً ملک دولت محسوب مى‏‌شوند و با آن‌ها مانند ملکى که مالک آن معلوم است رفتار مى‏‌شود و جواز تصرّف در آن‌ها هم متوقف بر اذن فرد مسئولى است که حق تصرّف در این اموال را دارد.استفاده از آب و برق بدون اجازه و نصب کنتور321. استفاده از آب و برق سازمان آب و شرکت برق بدون اجازه و نصب کنتور انشعاب از طرف سازمان‌هاى مربوطه حکم غصب را دارد که حرام و انجام اعمال عبادى با چنین آبى باطل است و در صورتى که خود شخص استفاده‌کننده، غاصب نبوده و نیز از موضوع غصب اطلاع نداشته است، اعمال گذشته او محکوم به صحّت مى‌‌باشد، ولى ضامن هزینه آب و برقى مصرفى مى‌‌باشد.پمپ آب322. استفاده از پمپ فشار آب به‌گونه‌اى که آب بیشترى در لوله‌هاى ساختمان بیاید بدون اجازه از سازمان مربوطه جایز نیست، و وضو و غسل با آبى که به وسیله پمپ به دست مى‌آید، محل اشکال است. قوانین بانکىعملیات بانکى323. عملیات بانکى که مطابق قوانین مصوّب مجلس شوراى اسلامى و مورد تأیید شوراى محترم نگهبان، انجام گیرد، بى‌اشکال است.سپرده‌گذارى براى گرفتن وام324. دادن پول به صندوق به این عنوان که آن پول براى مدتى نزد صندوق به‌صورت قرض بماند، به این شرط که صندوق هم بعد از آن مدت، وامى دراختیار او قرار دهد و یا وام دادن صندوق مشروط به این شرط باشد که او قبلاً مبلغى را در صندوق گذاشته باشد، این شرط در حکم ربا بوده و شرعاً حرام و باطل است، ولى اصل قرض نسبت به هر دو طرف صحیح مى‌‏باشد.325. اگر بانک براى تشویق مردم به سپرده‌گذارى وعده بدهد که هر کسى تا شش ماه از حسابش برداشت نکند از طرف بانک به او تسهیلات بانکى داده خواهد شد، دادن این وعده و اعطاى تسهیلات توسط بانک اشکال ندارد.وام‌هاى بانک مسکن326. پول‌هایى که بانک مسکن به منظور خرید یا ساخت خانه، مى‏دهد، عنوان قرض ندارد بلکه آن را طبق یکى از عقود صحیح شرعى مانند شرکت یا جعاله یا اجاره و امثال آن پرداخت مى‏‌کنند که اگر شرایط شرعى آن عقود را رعایت نمایند، اشکالى در صحّت‏ آن نیست.تغییر در مصرف تسهیلات بانکى327. پول‌هایى که بانک‌ها مى‌پردازند غالباً وام (قرض) نیست، بلکه تحت عنوان یکى از عقود اسلامى از قبیل جعاله، مشارکت، مضاربه و امثال آن مى‌باشد. بنابراین، گیرنده پول فقط طبق همان قراردادى که منعقد کرده حق تصرّف دارد وگرنه تصرّف غاصبانه و موجب ضمان است و در صورت تحقق عملى برخلاف قرارداد باید به بانک مراجعه شود تا طبق مقررات اقدام شود.واگذارى تسهیلات بانکى328. بانک اگر پولى را تحت یکى از عقود اسلامى به شخصى بپردازد, گیرنده حق واگذارى آن را به دیگرى ندارد و تمام تصرفات نفر سوم فضولى است و موقوف به اجازه‌ى بانکِ پرداخت کننده‌ى وجه است.مصرف وام قرض‌الحسنه329. اگر بانک به شخصى پولى را به عنوان قرض‌الحسنه بدهد به شرط اینکه در مورد خاصى مصرف کند، این پول ملک قرض‌گیرنده مى‌‌شود و در هر موردى مصرف کند، صحیح است، اگر چه از نظر حکم تکلیفى واجب است به شرط عمل کند.فروش وام بانکى330. اگر بر اساس مقرّرات بانک، امتیاز دریافت وام یا تسهیلات بانکى قابل واگذارى به غیر باشد، در این صورت واگذارى امتیاز، با مراعات مقرّرات مربوطه، در برابر دریافت وجه، مانع ندارد.کارمزد331. پرداخت دستمزد به بانک و یا صندوق قرض‌الحسنه براى اخذ وام اگر به عنوان اجرت عمل قرض دادن از قبیل ثبت در دفتر و ثبت سند و سایر مخارج صندوق مانند آب و برق و غیره باشد و به سود وام بازگشت نکند، دادن و گرفتن آن و همچنین دریافت وام اشکال ندارد.332. کارمزد، به عنوان مخارج صندوق گرفته مى‌شود. لذا مسئولین محترم صندوق باید طورى محاسبه کنند که کارمزد به مقدار هزینه‌هاى جارىِ صندوق مانند آب و برق و حقوق کارمندان و امثال آن باشد. حال اگر این محاسبه صورت گرفته و احیاناً مبلغى اضافه آمد، مصرف آن بستگى به نظر مسئولین صندوق دارد.جریمه دیرکرد333. جریمه دیر کرد اشکال دارد.گرفتن سود از بانک‌هاى غیر اسلامى334. گرفتن سود از بانک‌هاى دولت‌هاى غیر اسلامى ـ چه صاحب بانک اهل کتاب باشد یا مشرک ـ جایز است حتى اگر شرط دریافت سود کرده باشد.احکام ازدواج و طلاقاذن ولىّ نسبت به ازدواج دختر باکره335. ازدواج دختر باکره بنابر احتیاط واجب باید با اجازه پدر یا جدّ پدرى او باشد.اذن پدر سنى نسبت به باکره336. اگرچه ازدواج دختر سنى با پسر شیعه و بالعکس مادامى که خوف انحراف در مذهب نباشد جایز است، ولى بنا بر احتیاط واجب در هر صورت اذن پدر در ازدواج دختر باکره شرط است.سقوط اذن پدر337. اگر دختر نیاز به ازدواج دارد و خواستگار هم، کفو شرعى و عرفى او مى‌باشد و در حال حاضر، خواستگار دیگرى که واجد شرایط باشد وجود ندارد، اذن پدر ساقط است.اذن ولى نسبت به دخترى که بکارتش به غیر ازدواج زایل شده338. کسى که بکارتش از راه زنا یا وطى به شبهه از بین رفته باشد لازم نیست همانند باکره از پدر خود در امر ازدواج اذن بگیرد، لکن احتیاط در اذن گرفتن ترک نشود و اگر به علت دیگرى غیر از وطى بکارت او زائل شده باشد بنا بر احتیاط واجب اذن پدر در ازدواج لازم است.میزان مهریه339. میزان مهریه بستگى به توافق طرفین دارد و در شرع مقدس اسلام سفارش به تقلیل آن شده و مهرالسنة مستحب است.مهریه340. در صورتى که مهریه زن به صورت پول باشد، شوهر نسبت به همان مقدارى که عقد بر اساس آن خوانده شده است به همسرش بدهکار است، ولى اگر بر اثر طول زمان، قدرت خرید مبلغ مهریه به اندازه چشمگیرى کاهش یافته باشد در مقدار تفاوت، احتیاط در مصالحه است.تدلیس در ازدواج341. اگر وجود صفت کمال یا سلامت از عیوب و نقائص، در ضمن عقد، شرط یا دختر توصیف به آن شده باشد و یا قبل از عقد، ذکر گردیده و عقد مبنى بر آن واقع شده باشد و سپس خلاف آن ثابت شود، زوج حق فسخ عقد را دارد و اگر دخول شده و مُدَلِّس (فریب دهنده) زوجه بوده استحقاق مهر را ندارد و اگر مُدَلِّس غیر زوجه بوده، مهرالمسمّى (مهریه‌اى که هنگام عقد مشخص شده) را استحقاق دارد و زوج بعد از پرداخت مهر به زوجه، مى‌تواند به مُدَلِّس رجوع و از او أخذ نماید.روابط زن و شوهر در دوران عقد342. پس از خوانده شدن عقد نکاح، هرگونه استمتاع بین زن و شوهر جایز است مگر آنکه با توافق طرفین یک نوع استمتاع خاص ممنوع و موکول به شب زفاف شده باشد که در این صورت مرد باید به شرط خود پایبند باشد.نفقه همسر343. زوجه از باب نفقه بیش از مسکن و لباس و غذاى متعارف و متناسب با شأن خودش و هزینه درمان‌هاى متعارف، حق مطالبه چیزى از شوهر ندارد.خروج زوجه از خانه بدون اجازه شوهر345. تا وقتى دختر در خانه پدر زندگى مى‌‌کند خروج او از خانه پدر منوط به اجازه شوهر نیست.ازدواج با مجهول المذهب 346. اگر کسى بخواهد با زنى ازدواج کند و نمى‌‌داند چه دینى دارد چنانچه ظاهر حال و قرائن شهادت مى‌‌دهد که از کسانى است که ازدواج با او جایز است، سؤال کردن واجب نیست و در غیر این صورت سؤال کردن واجب است.ولدالزنا347. ولدالزنا حق حیات و حق تربیت و نفقه تا رسیدن به حدّ خودکفایى دارد و در عین حال احکام خاص ولد حلال درباره او مترتب نیست.محرم‌شدن فرزند خوانده348. انسان مى‌تواند در صورت وجود مصلحت با اذن حاکم شرع، دخترى را که به عنوان فرزند خوانده قبول کرده است به عقد موقت (مثلاً دو ساعته) پدر خود درآورد، که در این صورت این دختر براى همیشه به او محرم خواهد شد.طلاق زن‌هاى بلاتکلیف349. اگر زوج، غائب است یا بین زن و شوهر اختلاف وجود دارد و شوهر، راضى به طلاق نیست و ادامه‌ى این زندگى موجب عسر و حرج و مضیقه است و زن نمى‌‏تواند این شرایط را تحمّل نماید، مى‌تواند به محاکم قضایى مراجعه کند تا پس از بررسى و احراز موضوع، صیغه طلاق را جارى نمایند.میزان عدّه زنى که در زمان عدّه عقد موقت مجدداً صیغه شود350. زنى که صیغه موقت مردى شد مى‌‌تواند در ایام عدّه دوباره صیغه او شود، ولى در پایان مدت صیغه دوم ـ اگرچه دخولى صورت نگرفته باشد ـ باید به خاطر دخول در زمان صیغه اول، مجدداً یک عدّه کامل نگه دارد و آن مقدار از عدّه که قبل از صیغه دوم سپرى شده است محاسبه نمى‌‌شود.احکام نگاه، پوشش و معاشرت با نامحرمنگاه به زن نامحرم351. نگاه به زن نامحرم جایز نیست مگر به صورت و دست‌ها تا مچ در صورتى که زینت و آرایش نشده باشد، بدون قصد لذّت و ریبه.نگاه زن به مرد نامحرم352. نگاه به سر و صورت و گردن و دست‌ها تا جایى که معمولاً نمى‌پوشانند بدون قصد لذت و ریبه اشکال ندارد.نگاه زن به بچه ممیّز و پوشش در مقابل او353. اگر بچه‌ى ممیّز، به مرحله‌اى رسیده که نگاه کردن به او یا نگاه او به زن، موجب تهییج شهوت مى‌شود، نگاه زن به بدن او جایز نیست و باید خود را نزد او بپوشاند.نگاه به فیلم و عکس نامحرم354. نگاه به فیلم و عکس نامحرم به قصد لذّت و ریبه حرام است و بدون قصد لذّت اگر ایشان را نشناسد و مستلزم مفسده‏اى نباشد اشکال ندارد.مقدار مجاز نگاه کردن در ازدواج355. کسى که مى‌خواهد با زنى ازدواج نماید براى اطلاع و آگاهى از او مى‌تواند به صورت، دست، مو و محاسن او بدون قصد لذّت نگاه ‏کند ـ اگر چه قهراً لذّت حاصل شود ـ مشروط بر اینکه اولاً اطلاع و آگاهى قبلى نداشته باشد و ثانیاً علم نداشته باشد که به او جواب ردّ ‏مى‌دهند.دیدن تصویر برهنه356. نگاه‌‏ کردن به فیلم‏‌ها و تصاویر، حکم نگاه‏‌ کردن به اجنبى را ندارد و در صورتى که از روى شهوت و ریبه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتب نشود، شرعاً اشکال ندارد، ولى با توجه به اینکه دیدن تصویر برهنه‏‌اى که شهوت برانگیز است، غالباً از روى شهوت بوده و به همین دلیل مقدمه ارتکاب گناه مى‏‌باشد، حرام است.مشاهده کشتى مردان توسط زنان357. مشاهده کشتى مردان توسط زنان اگر به صورت حضورى در میدان کشتى باشد و یا آن را به‌طور زنده و مستقیم از تلویزیون ببینند (بنا بر احتیاط واجب) و یا به قصد لذت و ریبه بوده و یا در آن خوف ارتکاب گناه و فساد وجود داشته باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد.نگاه به فیلم و تصویر اعضاى بدن358. نگاه‌کردن به فیلم‏ و تصویر اعضاى بدن انسان فى‏ نفسه اشکال ندارد به شرط اینکه به قصد لذت نبوده و خوف ارتکاب حرام هم وجود نداشته باشد. ولى نگاه به فیلم یا عکس عورت دیگران خالى از اشکال نیست.تخیّل شهوت‌انگیز359. تخیّل همسر به قصد تحریک شهوت اگر حرامى مانند انزال بر آن مترتّب نشود، مانعى ندارد ولى احتیاط در ترک تخیّل زن اجنبى به قصد مذکور مى‌‌باشد.خلوت با نامحرم360. اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند که کسى در آنجا نباشد و دیگرى هم نمى‌تواند وارد شود، چنانچه بترسند که به حرام بیفتند باید از آنجا بیرون بروند.تحصیل در دانشگاه مختلط361. وارد شدن به مراکز آموزشى مختلط براى تعلیم و تعلّم اشکال ندارد، ولى بر زنان و دختران حفظ حجاب واجب است و بر مردان هم واجب است از نگاه حرام خوددارى نموده و همچنین از اختلاطى که موجب خوف فتنه و فساد است، اجتناب شود.آموختن رانندگى زنان با راهنمایى مردان362. آموختن رانندگى با کمک و راهنمایى مرد اجنبى در صورتى که با مواظبت بر حجاب و عفاف و اطمینان به عدم وقوع در مفاسد همراه باشد، اشکال ندارد، ولى درعین حال شایسته است که یکى از محارم وى همراه او باشد، بلکه اولى این است که آموزش رانندگى به کمک مربّى زن یا یکى از محارم صورت بگیرد.حجاب زن363. زنان باید تمام سر و بدن خود را به جز صورت و دست‌ها تا مچ که زینت و آرایش نشده باشد با لباسى که توجه نامحرم را جلب نکند، بپوشانند.364. پوشیدن چیزى که از جهت رنگ یا شکل و یا نحوه پوشیدن باعث جلب توجه اجنبى شود و موجب فساد و ارتکاب حرام گردد، جایز نیست.حجاب با کلاه‌گیس365. استفاده از کلاه‌گیس براى حجاب مجزى نیست.زینت بانوان366. استفاده زنان از زیورآلات و زینت و آرایش نمودن خود، اشکال ندارد، لکن باید از نامحرم پوشانده شود.پوشاندن زینت و آرایش بانوان367. زینت و زیور زنان مثل حلقه نامزدى یا آرایش معمولى ابروها، در صورتى که عرفاً زینت محسوب شود باید از نگاه نامحرم پوشانیده شود.پوشش مردان368. بر مردان پوشاندن سر و گردن و صورت و دست‌ها تا جایى که معمولاً نمى‌پوشانند لازم نیست.369. بر مرد پوشاندن بیش از عورتین واجب نیست لیکن اگر بداند که زنان نامحرم به بدن او نگاه مى‌کنند، احتیاط واجب در پوشاندن ماسواى مقدار متعارف که پوشاندن آن بین مردان لازم نیست، مى‌باشد.پوشیدن لباس آستین کوتاه370. پوشیدن لباس آستین کوتاه براى مرد اگر مستلزم مفسده باشد، جایز نیست.استفاده زن و مرد از لباس یکدیگر371. استفاده زن و مرد از لباس، کفش و دمپایى یکدیگر اگر مختص جنس خاص باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست، ولى استفاده‌هاى محدود به نحوى که آن را زىّ خود قرار ندهند، اشکال ندارد. احکام نگاه، پوشش و معاشرت با نامحرمنگاه به زن نامحرم351. نگاه به زن نامحرم جایز نیست مگر به صورت و دست‌ها تا مچ در صورتى که زینت و آرایش نشده باشد، بدون قصد لذّت و ریبه.نگاه زن به مرد نامحرم352. نگاه به سر و صورت و گردن و دست‌ها تا جایى که معمولاً نمى‌پوشانند بدون قصد لذت و ریبه اشکال ندارد.نگاه زن به بچه ممیّز و پوشش در مقابل او353. اگر بچه‌ى ممیّز، به مرحله‌اى رسیده که نگاه کردن به او یا نگاه او به زن، موجب تهییج شهوت مى‌شود، نگاه زن به بدن او جایز نیست و باید خود را نزد او بپوشاند.نگاه به فیلم و عکس نامحرم354. نگاه به فیلم و عکس نامحرم به قصد لذّت و ریبه حرام است و بدون قصد لذّت اگر ایشان را نشناسد و مستلزم مفسده‏اى نباشد اشکال ندارد.مقدار مجاز نگاه کردن در ازدواج355. کسى که مى‌خواهد با زنى ازدواج نماید براى اطلاع و آگاهى از او مى‌تواند به صورت، دست، مو و محاسن او بدون قصد لذّت نگاه ‏کند ـ اگر چه قهراً لذّت حاصل شود ـ مشروط بر اینکه اولاً اطلاع و آگاهى قبلى نداشته باشد و ثانیاً علم نداشته باشد که به او جواب ردّ ‏مى‌دهند.دیدن تصویر برهنه356. نگاه‌‏ کردن به فیلم‏‌ها و تصاویر، حکم نگاه‏‌ کردن به اجنبى را ندارد و در صورتى که از روى شهوت و ریبه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتب نشود، شرعاً اشکال ندارد، ولى با توجه به اینکه دیدن تصویر برهنه‏‌اى که شهوت برانگیز است، غالباً از روى شهوت بوده و به همین دلیل مقدمه ارتکاب گناه مى‏‌باشد، حرام است.مشاهده کشتى مردان توسط زنان357. مشاهده کشتى مردان توسط زنان اگر به صورت حضورى در میدان کشتى باشد و یا آن را به‌طور زنده و مستقیم از تلویزیون ببینند (بنا بر احتیاط واجب) و یا به قصد لذت و ریبه بوده و یا در آن خوف ارتکاب گناه و فساد وجود داشته باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد.نگاه به فیلم و تصویر اعضاى بدن358. نگاه‌کردن به فیلم‏ و تصویر اعضاى بدن انسان فى‏ نفسه اشکال ندارد به شرط اینکه به قصد لذت نبوده و خوف ارتکاب حرام هم وجود نداشته باشد. ولى نگاه به فیلم یا عکس عورت دیگران خالى از اشکال نیست.تخیّل شهوت‌انگیز359. تخیّل همسر به قصد تحریک شهوت اگر حرامى مانند انزال بر آن مترتّب نشود، مانعى ندارد ولى احتیاط در ترک تخیّل زن اجنبى به قصد مذکور مى‌‌باشد.خلوت با نامحرم360. اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند که کسى در آنجا نباشد و دیگرى هم نمى‌تواند وارد شود، چنانچه بترسند که به حرام بیفتند باید از آنجا بیرون بروند.تحصیل در دانشگاه مختلط361. وارد شدن به مراکز آموزشى مختلط براى تعلیم و تعلّم اشکال ندارد، ولى بر زنان و دختران حفظ حجاب واجب است و بر مردان هم واجب است از نگاه حرام خوددارى نموده و همچنین از اختلاطى که موجب خوف فتنه و فساد است، اجتناب شود.آموختن رانندگى زنان با راهنمایى مردان362. آموختن رانندگى با کمک و راهنمایى مرد اجنبى در صورتى که با مواظبت بر حجاب و عفاف و اطمینان به عدم وقوع در مفاسد همراه باشد، اشکال ندارد، ولى درعین حال شایسته است که یکى از محارم وى همراه او باشد، بلکه اولى این است که آموزش رانندگى به کمک مربّى زن یا یکى از محارم صورت بگیرد.حجاب زن363. زنان باید تمام سر و بدن خود را به جز صورت و دست‌ها تا مچ که زینت و آرایش نشده باشد با لباسى که توجه نامحرم را جلب نکند، بپوشانند.364. پوشیدن چیزى که از جهت رنگ یا شکل و یا نحوه پوشیدن باعث جلب توجه اجنبى شود و موجب فساد و ارتکاب حرام گردد، جایز نیست.حجاب با کلاه‌گیس365. استفاده از کلاه‌گیس براى حجاب مجزى نیست.زینت بانوان366. استفاده زنان از زیورآلات و زینت و آرایش نمودن خود، اشکال ندارد، لکن باید از نامحرم پوشانده شود.پوشاندن زینت و آرایش بانوان367. زینت و زیور زنان مثل حلقه نامزدى یا آرایش معمولى ابروها، در صورتى که عرفاً زینت محسوب شود باید از نگاه نامحرم پوشانیده شود.پوشش مردان368. بر مردان پوشاندن سر و گردن و صورت و دست‌ها تا جایى که معمولاً نمى‌پوشانند لازم نیست.369. بر مرد پوشاندن بیش از عورتین واجب نیست لیکن اگر بداند که زنان نامحرم به بدن او نگاه مى‌کنند، احتیاط واجب در پوشاندن ماسواى مقدار متعارف که پوشاندن آن بین مردان لازم نیست، مى‌باشد.پوشیدن لباس آستین کوتاه370. پوشیدن لباس آستین کوتاه براى مرد اگر مستلزم مفسده باشد، جایز نیست.استفاده زن و مرد از لباس یکدیگر371. استفاده زن و مرد از لباس، کفش و دمپایى یکدیگر اگر مختص جنس خاص باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست، ولى استفاده‌هاى محدود به نحوى که آن را زىّ خود قرار ندهند، اشکال ندارد. احکام پزشکىاستفاده از عورت مصنوعى در آموزش پزشکى‌372. آلت و عورت مصنوعى حکم عورت واقعى را ندارد و نگاه‌ کردن و لمس آنها اشکال ندارد مگر آنکه به قصد ریبه بوده و یا موجب تحریک شهوت گردد.لمس و نگاه حرام در حین آموزش پزشکى373. تحصیل و فراگیرى علم پزشکى از طریق معایناتى که فى نفسه حرام هستند در مواردى که یاد گرفتن این علم و شناخت راههاى درمان بیماریها متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد مشروط به اینکه دانشجو اطمینان داشته باشد که توانائى نجات جان انسانها در آینده متوقف بر اطلاعاتى است که از این طریق به دست مى‌آید و همچنین مطمئن باشد که در آینده در معرض مراجعه بیماران بوده و مسؤلیت جان آنان را بر عهده خواهد داشت.374. مجّرد این که معاینه پزشکى نامحرم، از برنامه‏‌هاى آموزشى و یا از تکالیف استاد به دانشجو است، مجوّز شرعى براى ارتکاب امر خلاف شرع نمى‌‏شود، بلکه ملاک جواز، فقط نیاز آموزشى براى نجات جان انسان و یا اقتضاء ضرورت مى‏‌باشد.رجوع به پزشک غیر همجنس375. اگر معالجه مستلزم لمس و نگاه حرام باشد با امکان رجوع به پزشک همجنس، رجوع به غیر همجنس جایز نیست.جراحى زیبایى376. جراحى زیبایى فى‏ نفسه اشکال ندارد.پوشاندن بینى بعد از جراحى زیبایى377. کسى که عمل زیبایى روى بینى انجام داده پوشاندن آن واجب نیست.تاتو کردن ابرو378. تاتو کردن ابرو براى زنان مانع ندارد، ولى اگر در نظر عرف زینت محسوب مى‌شود باید از نامحرم بپوشانند.جلوگیرى از بچه‌دار شدن379. جلوگیرى از بچه‌دار شدن فى نفسه منعى ندارد و در زنان باید با اجازه شوهر باشد، لکن از لمس و نگاه حرام باید اجتناب شود.جلوگیرى دائمى از باردار شدن380. جلوگیرى دائمى از باردارى براى زنى که از خطر باردارى خوف دارد جایز است بلکه اگر حاملگى براى حیات مادر خطر داشته باشد، باردار شدن به طور اختیارى جایز نیست. و نیز اگر جلوگیرى دائمى با یک غرض عقلایى ـ مثل اینکه زنى است که زمینه مساعدى براى به دنیا آوردن فرزند معیوب دارد ـ صورت بگیرد و ضرر قابل توجهى هم نداشته باشد و با اجازه شوهر باشد، اشکال ندارد.بستن لوله‌هاى منى مرد381. اگر بستن لوله‌هاى منى مرد با یک غرض عقلایى صورت بگیرد و ضرر قابل ملاحظه‏‌اى هم نداشته باشد، فى‏ نفسه اشکال ندارد.سقط جنین382. سقط جنین شرعاً حرام است مگر آنکه استمرار حاملگى براى حیات مادر خطرناک باشد که در این صورت سقط جنین قبل از ولوج روح، اشکال ندارد، ولى بعد از دمیدن روح جایز نیست حتّى اگر ادامه حاملگى براى حیات مادر خطرناک باشد، البته اگر استمرار باردارى، حیات مادر و جنین هر دو را تهدید کند و نجات زندگى طفل به هیچ وجه ممکن نباشد ولى نجات زندگى مادر به تنهایى با سقط جنین امکان داشته باشد، سقط جنین جایز است.سقط جنینى که بیمارى‌‌هاى خطرناک دارد383. اگر تشخیص بیمارى‌هاى خطرناک در جنین قطعى است و داشتن و نگهداشتن چنین فرزندى موجب حرج مى‏باشد، در این صورت جایز است قبل از دمیده شدن روح، جنین را اسقاط کنند ولى بنا بر احتیاط، دیه آن باید پرداخت شود.تشریح جسد میت384. اگر نجات نفس محترمى یا کشف مطالب جدید علم پزشکى که موردنیاز جامعه است و یا دستیابى به اطلاعاتى راجع به بیمارى‌‌هایى‌ که زندگى مردم را تهدید مى‏کند، منوط به تشریح جسد میّت باشد، این عمل اشکال ندارد، ولى واجب است تا حد امکان از جسد میّت مسلمان استفاده نشود، و اجزائى هم که از جسد فرد مسلمان جدا مى‌‌شوند در صورتى که دفن آنها با جسد، حرج یا محذورى نداشته باشد واجب است با خود جسد دفن شود در غیر این صورت دفن آنها به‌طور جداگانه یا همراه با میّت دیگر جایز است.تلقیح مصنوعى385. تلقیح آزمایشگاهى اسپرم و تخمک زن و شوهر فى نفسه اشکالى ندارد، و کودک نیز ملحق به آنها مى‌‌باشد، ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.386. تلقیح زن از طریق نطفه مرد اجنبى فى‏‌نفسه اشکال ندارد ولى باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتى که با این روش کودکى به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمى‌‏شود بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنى است که صاحب رحم و تخمک است.387. اگر اسپرم غیرشوهر با تخمک غیرزوجه در رحم زوجه قرار گیرد جنین پدید آمده به صاحب اسپرم و تخمک تعلق دارد و فرزند نسبى این زن و شوهر نیست و از آنان ارث نمى‌‌برد و از نظر محرم و نامحرمى باید احتیاط کنند، ولى اگر پس از وضع حمل از صاحب رحم شیر بخورد ـ با شرایط رضاع ـ‏ به او محرم مى‌‌شود.388. اگر مردى‌، همسرش قدرت تخمک‌گذارى ندارد، جایز است اسپرم خود را با تخمک زن اجنبى در خارج از رحم تلقیح مصنوعى کند و سپس نطفه لقاح یافته را به رحم همسر خود منتقل کند به شرط اینکه از مقدمات حرام اجتناب شود، و کودکى که از این راه متولد مى‌‌شود ملحق به صاحب اسپرم و تخمک مى‌‌باشد و الحاق آن به صاحب رحم مشکل مى‌‌باشد لذا باید نسبت به احکام شرعى مربوط به نسب، احتیاط رعایت شود.پیوند اعضاى حیوان به بدن انسان389. پیوند اعضاى حیوان به بدن انسان مانع ندارد ولى نماز خواندن با آن اشکال دارد مگر اینکه از قبیل چیزهایى باشد که داراى حیات است که با پیوند آن به بدن انسان حیات پیدا کند و جزو بدن انسان گردد و یا از حیوان حلال گوشت مذکى استفاده شده باشد.فروش خون390. فروش خون اگر به قصد عقلایى مشروع باشد، اشکال ندارد.فروش اعضاى بدن391. اگر برداشتن اعضاى بدن موجب ضرر معتنابه نباشد، فروش آنها اشکال ندارد به خصوص اگر نجات نفس محترمى متوقف بر آن باشد.تداوى با محرّمات392. اگر به گفته‌ى طبیب حاذقِ ثقه، معالجه متوقّف بر استفاده از محرمات باشد، اشکال ندارد.تداوى با خمر393. معالجه با شراب و سایر مُسکرات در صورتى که یقین داشته باشد بیمارى قابل علاج بوده و علاج هم منحصر در استعمال آن است و عدم استعمال منجر به مرگ یا چیزى نزدیک آن مى‌شود، به مقدار رفع ضرورت جایز است.استمنا براى آزمایش و معالجه394. عمل استمنا در مقام معالجه، در صورتى که درمان، متوقف بر آن باشد و استمنا به وسیله همسر ممکن نباشد، اشکال ندارد، ولى براى تشخیص قدرت بر بچه‌دار شدن استمنا جایز نیست مگر ضرورتى ایجاب کند. احکام ذبح و صیدذبیحه اهل تسنن395. ذبیحه سنى اگرچه بعضى از فقهاى آنان رو به قبله بودن را شرط نمى‌‌دانند حلال است و اخلال به استقبال ذبیحه از روى جهل، مضرّ به حلیّت نیست.ذبح حیوانات با دستگاه‌هاى جدید396. در ذبح حیوانات علاوه بر لزوم مراعات شرایط ذبح اسلامى‌، شرط است ذبح به ذابح مستند باشد به این‌گونه که او حیوان را آماده کند براى سر بریدن و کارد ماشینى را به گلوى حیوان بکشد، اما اگر به این‌گونه باشد که حیوان را به تدریج از مقابل کارد ماشینى مى‌‌گذراند، کفایت نمى‌‌کند.   تکرار «بسم ا...» هنگام ذبح مرغ با دستگاه‌397. براى آن دسته از مرغ‌ها که بعد از گفتن «بسم ا...» توسط دستگاه، با هم ذبح مى‌شوند گفتن یک «بسم ا...» کفایت مى‌کند و براى دسته بعدى که فرصت گفتن «بسم ا...» مى‌باشد باید «بسم ا...» تکرار شود.تخلیه آب استخر به نیّت صید ماهى‌398. اگر به نیّت صید، دریچه استخر پرورش ماهى را باز کنند تا آب آن کاملاً تخلیه شود و در همان حال ماهى‌‌ها جان بدهند، صید محسوب نشده و ماهى‌‌ها تذکیه نشده‌اند.ماهى مرده در شکم ماهى صید شده399. اگر از شکم ماهى صید شده ماهى‌‌هاى مرده خارج ‌شود و ندانیم که آیا موقع صید در شکم ماهى زنده بوده‌اند یا اینکه قبلاً مرده‌اند باید از خوردن آنها اجتناب کرد.خوردن ماهى زنده400. اگر ماهى از نوع حلال آن باشد، خوردن زنده آن اشکال ندارد.تشخیص فلس‌دار بودن ماهى و شک در فلس401. تشخیص فلس‌دار بودن ماهى با خود مکلّف است. و اطمینان حاصل از گفته کارشناس نیز کفایت مى‌کند و در مورد شک در فلس‌دار بودن، خوردن آن مانع ندارد.اعضاء حلال و حرام ماهى‌402. از ماهى آنچه که بنا بر احتیاط حرام است خون و کثافات آن است و بقیه اعضاى آن حلال است.احکام خوردنى‌ها و آشامیدنى‌هاقرص‌هاى مخمّر آبجو403. مصرف قرص مخمر آبجو اگر مسکر نباشد، مانع ندارد.حقّ‌المارّه404. اگر فردى در مسیر خود به درخت میوه‌اى در جادّه برخورد کند و یا شاخه‌هاى درخت از باغى بیرون آمده باشد، مى‌تواند از میوه‌هاى مذکور استفاده کند مشروط به اینکه: اولاً به قصد استفاده از میوه به آن مسیر نرفته باشد و ثانیاً به درخت آسیب نرسانده و شاخه‌هاى آن را نشکند و ثالثاً همانجا میوه را خورده و با خود همراه نبرد.ژلاتین از کشور غیر مسلمان405. خوردن غذا و خوراکى که حاوى ماده ژلاتین است جایز است به شرطى که احراز شود این ماده از استخوان گاو و یا حیوان حلال گوشت دیگرى گرفته شده است.ژلاتین مشکوک406. تبدیل مواد حیوانى حلال گوشت یا حرام گوشت به ژلاتین، استحاله نیست، ولى اگر ژلاتین داراى قسم حلال و حرام باشد و انسان نداند از کدام قسم است، محکوم به حلیت است. احکام وقف و حبسوقف معاطاتى‌407. انشاء لفظى در وقف، شرط نیست زیرا تحقق آن به معاطات هم ممکن است و همچنین در انشاء وقف به لفظ، عربى بودن صیغه آن شرط نیست.موقوفه غیر مسلمان408. در مواردى که وقف از مسلمان صحیح است از غیر مسلمان ـ اعم از کتابى و غیر کتابى ـ هم صحیح است، لذا عمل به شرایط واقف بر متولّى موقوفه واجب است.حبس غیردائم409. اگر شخصى زمین خود را طبق موازین شرعى براى مدّت معیّنى حبس کرده باشد، حبس محکوم به صحّت‏ است و آثار شرعى آن بر زمین مترتّب مى‌‏شود و ملک بعد از انقضاء مدّت حبس به حبس ‏کننده برمى‌‏گردد و مانند سایر املاک اوست.کیفیت وقف مسجد410. مجرّد ساختن ساختمان به نیّت مسجد، بدون انشاء صیغه وقف و بدون تحویل آن به نمازگزاران براى خواندن نماز، براى تحقّق وقف و تمامیّت آن کافى نیست، بلکه در ملک مالک باقى مى‌‏ماند و او حق دارد هر تصرّفى که مى‏‌خواهد در آن بکند.کیفیت وقف لوازم حسینیه411. مجرّد جمع‌آورى مال براى خرید لوازم براى حسینیه، وقف محسوب نمى‌‏شود، ولى بعد از خریدن لوازم حسینیه با آن اموال و قراردادن آن‌ها در حسینیه براى استفاده، وقف معاطاتى محقق مى‌‏شود و نیازى به اجراى صیغه وقف ندارد.استفاده از امکانات مسجد در مجالس412. جواز استفاده از امکانات مسجد در مجالس فاتحه و امثال آن منوط به کیفیت وقف و نذر آن امکانات براى مسجد است.استفاده شخصى از آب و برق مسجد413. استفاده از برق مسجد براى کارهاى شخصى جایز نیست اگرچه مصرف کنندگان، پول مصرف برق و حتى بیشتر از آن را به مسئولین مسجد بپردازند و نیز براى مسئولین مسجد هم جایز نیست اجازه‏ چنین استفاده‌هایى را بدهند.فروش اموال وقفى مسجد414. اگر استفاده از اموال وقفى مسجدى در همان مسجد به هیچ وجه امکان ندارد، در مسجد دیگر بهره‌بردارى کنند و اگر آن هم امکان ندارد، در مصالح عامّه از آن استفاده نمایند و اگر بهره‌بردارى از آن ممکن نیست مگر به فروش آن، مى‌توانند بفروشند و پول آن را به همان نحو و ترتیب که گفته شد مصرف کنند.مصرف پول مسجد415. موارد آن مختلف است، اگر منظور از پول مسجد کمک‌هاى مردمى است باید این پول در همان راهى که براى آن پرداخت شده مصرف شود و صرف آن در موارد دیگر بستگى به رضایت اهدا کنندگان دارد که اگر احراز شود آنان راضى به این مخارج هستند اشکال ندارد. و اگر منظور از درآمد مسجد، درآمد موقوفات است باید در همان امورى که در وقف‌نامه آمده مصرف گردد.تغییر وقف416. وقف، قابل خرید و فروش و تغییر و تبدیل نیست جز در موارد خاص و از موقوفه باید در همان جهت وقف استفاده شود.اجرت متولى وقف417. متولّى وقف اعم از این‌که از طرف واقف نصب شده باشد و یا از طرف حاکم، در صورتى که اجرت خاصى از طرف واقف براى او در برابر اداره امور وقف معیّن نشده باشد، مى‌‏تواند اجرت‌المثل را از درآمدهاى وقف براى خودش بردارد.استمرار ولایت متولى وقف418. اگر شخصى از طرف مرجعى به عنوان متولى بر وقفى گمارده شد پس از فوت آن مرجع بر تولیت خود باقى است، ولى اگر تنها به عنوان وکیلِ مرجع یا وکیلِ وکیل مرجع، مسئول اداره شئونات وقف بوده، پس از فوت مرجع و یا عزل وکیل اول، وکالت او باطل مى‌‌شود. احکام نذر، عهد و قسمنذر روزه در سفر419. بنا بر احتیاط واجب انسان نمى‌‌تواند در حال سفر نذر روزه کند، ولى مى‌‌تواند قبل از مسافرت نذر کند که در سفر روزه بگیرد.انحلال نذر420. اگر نذر کند در صورت سیگار کشیدن براى هر نخ سیگار چهار رکعت نماز بخواند نذرش منحل مى‌‌شود به نذورات عدیده به عدد دفعات سیگار کشیدن و با مخالفت اول نذر منحل نمى‌شود بلکه به قوت خود براى دفعات بعدى باقى است. وصیت و احکام بعد از مرگغسل جبیره میّت421. درباره میت غسل جبیره نیست و اگر نشود او را غسل معمولى داد باید به جاى غسل، تیمم داده شود.تصرف در اموال میّت نسبت به سهم صغیر422. جواز تصرف در اموال میت نسبت به سهم ورثه صغیر، متوقف بر اذن قیّم شرعى آنها مى‌‌باشد.تجهیز میّت در خانهاش با وجود وارث صغیر 423. تصرّفات مورد نیاز از قبیل غسل و کفن و دفن به مقدار متعارف در خانه میتى که وارث صغیر دارد، مانع ندارد و نیاز به اذن ولى صغیر نیست.وصیت کردن424. اگر ودیعه‏‌ها و امانت‏هاى دیگران نزد شخصى باشد و نیز اگر حق‌‏الناس یا حق‏‌اللّه تعالى بر عهده او باشد و در دوران حیات توانایى اداى آن را نداشته باشد، بر وى واجب است در مورد آن‌ها وصیت کند. و در غیر این صورت وصیت کردن واجب نیست.خرید قبر425. اگر مکان قبر، ملک شرعى دیگرى باشد خریدن آن اشکال ندارد ولى اگر جزیى از زمینى باشد که وقف براى دفن اموات مؤمنین است، خرید و نگهدارى آن براى خود انسان، صحیح نیست.ساخت مسجد در قبرستان متروکه426. ساختن مسجد در قبرستان متروکه‌اى که زمین آن وقفى نباشد و ملک خصوصى کسى نبوده و همچنین از مکان‌هاى عمومى و مورد نیاز و استفاده اهالى در مناسبت‌ها نیز نباشد و ساخت مسجد هم در آن موجب هتک یا نبش قبرهاى مسلمانان نشود، اشکال ندارد.تغییر قبرستان427. تغییر و تبدیل قبرستان مسلمین که براى دفن اموات مسلمین وقف شده در صورتى که قابل استفاده در جهت وقف باشد، جایز نیست.دفن استخوان میت428. استخوان میّت مسلمان که به جهت کندن نهر و امثال آن از زمین خارج شده، واجب است مجدداً دفن شود.  مسائل فرهنگى و اجتماعىتعریف غیبت429. غیبت آن است که پشت سر مسلمان عیب مستور او (امرى که مستور عرفى است) گفته شود، مشروط به اینکه به قصد تنقیص باشد، یا در نزد عرف تنقیص به‌حساب آید.اذن غیبت شونده به غیبت از او430. اذن غیبت‌شونده در غیبت کردن او اعتبارى ندارد و در این صورت نیز غیبت او جایز نیست.ذکر ظلم بعضى از مسئولین431. گزارش دادن ظلم مسئولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد و حتّى اگر از مقدمات نهى از منکر محسوب شود واجب مى‌‏گردد، ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى‏ شود حرام است.قطع رحم432. قطع رحم، حرام است ولى صله‌ى رحم منحصر در دید و بازدید نیست بلکه از طرق دیگر مانند تلفن، نامه و امثال آن نیز محقّق مى‌شود.قطع رحم با خویشاوند معصیت‌کار433. قطع رحم با خویشاوند معصیت‌کار جایز نیست مگر اینکه احتمال داده شود که ترک معاشرت با او موقتاً موجب خوددارى او از گناه مى‌‌شود که در این صورت به عنوان نهى از منکر، قطع رحم واجب مى‌‌گردد.کمک به متکدّیان434. اگر کمک به متکدیان، ترویج دروغ، بیکارى و تکدّى‌‌‌‌گرى و تخلف از قانون باشد باید از آن اجتناب شود. انسان مى‌تواند به مؤسسات مورد اطمینانى که در این زمینه فعال هستند کمک کند.سیگار کشیدن435. حکم قلیان یا سیگار کشیدن تابع میزان ضرر آن است. اگر داراى ضرر قابل ملاحظه‌اى باشد یا موجب اذیّت و آزار دیگران گردد یا خلاف قانون باشد، جایز نیست.امر و نهى زبانى436. با وجود شرایط و حفظ مراتب، وظیفه همگانى امر به معروف و نهى منکرِ زبانى مى‌باشد. و مراتب بالاتر از آن موکول است به مسئولین مربوطه.امر و نهى با احتمال ضرر437. هرجا خوف آن باشد که در اثر امر به معروف یا نهى از منکر ضرر قابل ملاحظه‌اى متوجه انسان شود، انجام آن واجب نیست.جواب سلام438. جواب سلام اشخاص بالغ و کودکانِ ممیّز واجب است.عیدالزهراء439. هرگونه گفتار یا کردار و رفتارى که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین شود شرعاً حرام مؤکد است.کف زدن در مجالس مذهبى 440. به‌طور کلى کف‏زدن فى‌‏نفسه به‌نحو متعارف در جشن‌هاى اعیاد یا براى تشویق و تأیید و مانند آن اشکال ندارد، ولى بهتر است فضاى مجالس دینى به‌خصوص مراسمى که در مساجد و حسینیه‌‏ها و نمازخانه‏‌ها برگزار مى‌‏شود، به ذکر صلوات و تکبیر معطّر گردد تا انسان به ثواب آنها برسد.عید نوروز441. هرچند نصّ معتبرى مبنى بر اینکه عید نوروز از اعیاد دینى یا ایام مبارک شرعى‏ باشد، وارد نشده است، ولى جشن گرفتن و دید و بازدید در آن روز، اشکال ندارد، بلکه از این جهت که صله رحم مى‌‌باشد مستحسن است.عزادارى442. عزادارى به‌شیوه مرسوم و سنتى اشکال ندارد بلکه مُستحسن است، لکن از هرگونه کارى که موجب وَهْن مذهب باشد پرهیز شود. تعزیه و شبیه‌خوانى443.  تعزیه و شبیه‌خوانى اگر مشتمل بر دروغ و وَهْن مذهب نباشد، اشکال ندارد لکن بهتر است به‌جاى آن مجالس وعظ و خطابه برپا شود.پوشیدن لباس مشکى در عزاى اهل‌بیت (علیهم السلام)444. کراهت آن ثابت نیست، بلکه اگر براى تعظیم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نیز خواهد بود.ابزار موسیقى در عزا445. استفاده از آلات موسیقى، مناسب با عزادارى سالار شهیدان (علیه السلام) نیست و شایسته است مراسم عزادارى، به همان صورت متعارفى که از قدیم متداول بوده، برگزار شود. البته استفاده از طبل و سنج به‌نحو متعارف، اشکال ندارد.استفاده از علم در عزادارى‌446. استفاده از علم در عزادارى سیدالشهداء (علیه السلام) فى‌نفسه اشکال ندارد ولى نباید این امور جزء دین شمرده شوند.قمه‌زنى447. الف) قمه‌زنى مطلقاً جایز نیست.ب) قمه‌زنى علاوه بر اینکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‌شود و سابقه‌اى در عصر ائمه (علیهم السلام) و زمان‌هاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به‌شکل خاص یا عام از معصومین (علیهم السلام) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وَهْن و بدنام شدن مذهب مى‌شود، بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست.نقل مطالب بى‌‌مأخذ در عزادارى‌448. نقل مطالب و وقایع در عزادارى‌‌ها بدون اینکه مستند به روایتى باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعى ندارد مگر آنکه نقل آن به‌عنوان بیان حال به‌حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد.غلوّ در مداحى449. گفتن جملات غلوآمیز جایز نیست و باید از ترویج مداحانى که اهل غلو هستند و نیز جلسات آنها پرهیز شود.استفاده از روزنامه‌هاى حاوى اسماء متبرکه450. استفاده از روزنامه‌هایى که داراى آیات قرآنى و کلمات مقدسه است در امورى مثل سفره قرار دادن و نشستن بر آنها و یا انداختن در سطل زباله در صورتى که از نظر عرف، بى‌‌احترامى شمرده شود، جایز نیست.راه‌هاى محو اسماء متبرکه451. دفن اسماء مبارک و آیات قرآنى یا تبدیل آنها به خمیر به‌وسیله آب، هنگام نیاز اشکال ندارد، ولى جواز سوزاندن آنها مشکل است و اگر بى‌احترامى محسوب شود، جایز نیست، و نیز تقطیع آنها اگر بى‌‌احترامى محسوب شود، جایز نیست و در غیر این صورت نیز اگر تقطیع، موجب محو نوشته جلاله و آیات قرآنى نشود، کافى نیست.تمثال معصومین (علیهم السلام)452. انتساب این عکسها به حضرات معصومین (علیهم السلام) ثابت نیست، اگرچه هتک حرمت هم جایز نیست.تراشیدن ریش453. تراشیدن ریش و ماشین‌کردنى که مانند تراشیدن باشد، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.ریش پروفسورى454. تراشیدن مقدارى از ریش حکم تراشیدن تمام آن را دارد و بنا بر احتیاط حرام است.اجرت تراشیدن ریش‌455. بنا بر احتیاط، گرفتن اجرت در برابر تراشیدن ریش، حرام است.تعریف موسیقى و غناء حرام456. هر نوع خوانندگى و نوازندگى که انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضائل اخلاقى دور نموده و به‌سمت بى‌بندوبارى، بیهودگى و گناه و شهوت‌رانى سوق دهد لهوى مضلّ عن سبیل الله بوده و حرام مى‌باشد.ملاک حرمت موسیقى‌457. هر موسیقى که به‌حسب طبیعت خود از نوع موسیقى لهوى مضلّ عن سبیل الله باشد، حرام است اعم از اینکه مهیّج باشد یا نباشد و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا نشود، و در صورتى که موسیقى مناسب با مجالس لهو و گناه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نگردد، دلیلى بر حرمت آن وجود ندارد.غنا در شب زفاف458. در غنا و موسیقى حرام (که عبارت است از آواز لهوى مضلّ عن سبیل الله) فرقى بین عروسى و غیر آن نیست.مارش نظامى و سرود ملى459. موسیقى ارتشى (مارش نظامی) و موسیقى سرود میهنى و امثال آن از مناسبات میهنى و اجرت گرفتن براى آن اشکال ندارد.گوش دادن به موسیقى بدون اختیار460. اگر در جائى موسیقى حرام پخش شود، در صورتى که ترک آن محل یا آن مجلس ممکن نباشد و یا موجب مشقّت باشد انسان باید به آن اعتنا و توجه نکند، اگرچه بى‌اختیار به گوش او برسد.دف461. حکم دف، بستگى به چگونگى استفاده از آن دارد، که اگر به‌نحو لهوى مناسب مجالس عیش و نوش و گناه زده شود، دف زدن حرام است.و در مجالس  و مناسبت‌هاى مذهبى در هر صورت باید قداست و مقام اهل‌بیت (علیهم السلام) مراعات شود.آلات موسیقى462. استفاده از آلات موسیقى فى‏نفسه براى اجراى سرودهاى انقلابى و برنامه‏‌هاى دینى و فعالیت‏هاى فرهنگى و تربیتى مفید، اشکال ندارد و نیز خرید و فروش آلات نوازندگى و یاد دادن و فراگیرى موسیقى براى استفاده در امور مذکور اشکال ندارد.463. خرید و فروش آلات مشترک براى نواختن موسیقى غیرلهوى اشکال ندارد.ترویج موسیقى464. به‌طور کلّى، ترویج موسیقى و تدریس آن و تشکیل کلاس‌هاى موسیقى، هرچند موسیقى حلال باشد، با اهداف عالیه نظام مقدس جمهورى اسلامى سازگار نیست و بهتر است جوانان عزیز وقت باارزش خود را صَرف یادگیرى علوم و فنون لازم و مفید نموده و اوقات فراغت خود را با ورزش و تفریحات سالم، پر نمایند.موسیقى براى معالجه465. اگر طبق نظر پزشک متخصص و امین، معالجه بیمارى متوقف بر استفاده از موسیقى است، به مقدارى که معالجه بیمار اقتضا مى‏کند اشکال ندارد.شنیدن غنا و صداى زن466. در حرمت شنیدن غنا فرقى بین غناى مرد و غناى زن نیست ولى شنیدن صداى زن اگر غنا نباشد، حرمت شرعى ندارد مگر آن که به‌قصد ریبه و یا موجب ترتّب مفسده باشد ولى شنیدن خوانندگى زن که غالباً مشتمل بر مفسده است جایز نیست.گوش دادن به غناى همسر467. گوش‌دادن به غناى حرام، مطلقاً حرام است حتى اگر غناى همسر باشد.مداحى بانوان468. مداحى زن، در جایى که مى‌داند نامحرم صداى او را مى‌شنود اگر موجب جلب توجه و تهییج نامحرم و یا مفسده دیگرى‌ گردد، جایز نیست.تبدیل صداى مرد به صداى زن469. اگر مردى صداى خود را تبدیل به صداى زن کند و یا صداى مردى را توسط دستگاهى شبیه صداى زن کنند خالى از اشکال نیست.رقص470. رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است و رقص زن براى زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق کند مثل این‌که جلسه زنانه تبدیل به مجلس رقص شود، احتیاط واجب در ترک آن است؛ در غیر این‌صورت هم اگر به‌گونه‏اى باشد که باعث تحریک شهوت شده و یا مفسده‏‌اى بر آن مترتب شود و یا همراه با فعل حرام (مانند موسیقى و آواز حرام) باشد یا مرد نامحرمى حضور داشته باشد، حرام است. و در حکم فوق تفاوتى بین مجلس عروسى و غیر آن نیست.شرکت در مجلس رقص471. شرکت در مجلس رقص اگر به‌عنوان تأیید کار حرام دیگران محسوب شود و یا مستلزم کار حرامى باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد و در صورتى که ترک آن مجلس به‌عنوان اعتراض بر کار حرام، مصداق نهى از منکر محسوب شود، باید از آنجا خارج شود.رقص زن براى شوهر472. اگر رقص زن براى شوهر همراه ارتکاب حرامى [مانند موسیقى و آواز حرام] نباشد، اشکال ندارد.ایجاد مراکز آموزش رقص473. ایجاد مراکز تعلیم و ترویج رقص با اهداف نظام اسلامى منافات دارد و به‌احتیاط واجب جایز نیست.حضور در مجلس گناه474. اگر حضور در مجلس گناه موجب ارتکاب گناه و یا تأیید آن باشد یا نهى از منکر متوقف بر خروج از آن مجلس یا شرکت نکردن در آن باشد، باید انسان در آن مجلس شرکت نکند و اگر در آن حضور دارد، آنجا را ترک کند.شرکت در مراسم خانقاه475. از زمان بعثت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) و عصر ائمه اطهار (علیهم السلام) تا زمان حاضر، همیشه مسجد پایگاه اقامه نماز و شعائر دینى و تبلیغ معارف اسلامى بوده و خانقاه، اساس و جایگاهى نداشته است. بنابراین، باید از شرکت در این‌گونه جلسات و هرگونه عملى که باعث ترویج این‌گونه مراکز شود، اجتناب گردد.حضور در مجلس شراب476. حضور در مجلسى که در آن شراب خورده مى‏شود جایز نیست و در صورت اضطرار واجب است به مقدار ضرورت اکتفا شود.پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صداى او در نمایش477. پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صداى او هنگام بازیگرى و بیان خصوصیات شخص حقیقى، اگر سبب فساد نگردد، اشکال ندارد.کراوات478. الف: ترویج فرهنگ اجانب، جایز نیست.ب: به‌طور کلّى، پوشیدن کراوات و دیگر لباس‌هایى که پوشش و لباس غیرمسلمانان محسوب مى‌شوند به‌طورى که پوشیدن آنها، منجر به ترویج فرهنگ منحطّ غربى شود، جایز نیست.ترویج فرهنگ بیگانه در پوشش و آرایش479. پوشیدن لباس‌هایى که از نظر دوخت یا رنگ یا غیر آن تقلید و ترویج فرهنگ مهاجمِ غیرمسلمان باشد، جایز نیست. و همین‌طور استفاده از زیورآلاتى که استعمال آن تقلید از فرهنگ دشمنان اسلام و مسلمین محسوب شود، جایز نیست.ابرو برداشتن و آرایش مردان480. در صورتى که ابرو برداشتن یا آرایش کردن مردان تشبّه مرد به زن محسوب شود و یا مفسده‌انگیز باشد و یا ترویج فرهنگ مبتذل غرب به حساب آید، جایز نیست.خالکوبى481. خالکوبى اگر ضرر معتنابهى نداشته باشد حرام نیست.مشاهده فیلم‌هاى توهین‌کننده به مقدّسات جمهورى‌482. واجب است از مشاهده فیلم‌هایى که به مقدسات جمهورى اسلامى اهانت مى‌‌کنند، اجتناب شود.فیلم و کتاب محرک شهوت483. خواندن کتاب‌ها و دیدن فیلم‌هایى که محرک شهوت باشد جایز نیست.دیدن فیلم مبتذل484. دیدن فیلم‌هاى مستهجن و حاوى منکرات، موجب تقویت هواهاى شیطانى نفس، تضعیف اراده و ایمان و زمینه‌ساز ترتّب مفاسد و گناهان بوده و به هیچ وجه جایز نیست.تحریک شهوت با دیدن فیلم‌هاى جنسى485. برانگیختن شهوت توسط دیدن فیلم‌هاى جنسى جایز نیست، حتى براى زن و شوهر.معیار حرمت قمار486. به‌طور کلى بازى با هر چیزى که مکلف تشخیص دهد از آلات قمار است و یا در آن شرط‌بندى شود به هیچ وجه جایز نیست، و بازى با هر وسیله‌اى که جزء آلات قمار به حساب نیاید بدون شرط‌بندى‌، اشکال ندارد.پاسور487. بازى با ابزار قمار از جمله پاسور، حتى بدون برد و باخت هم حرام است.شطرنج488. اگر به‌تشخیص مکلّف، امروزه شطرنج از آلت قمار بودن خارج شده باشد، بازى با آن بدون برد و باخت اشکال ندارد.بیلیارد489. بازى با بیلیارد اگر با برد و باخت همراه بوده و یا موجب ترتب مفاسد اخلاقى یا اجتماعى و یا همراه با محرّمى از محرّمات الهى باشد، جایز نیست.بازدید از سایت‌هاى تبلیغاتى و دریافت پول490. اگر بازدید از سایت‌هاى تبلیغاتى، ترویج فساد از قبیل نشر اکاذیب و ارائه مطالب باطله نباشد و مبلغ دریافتى به‌عنوان هدیه باشد، بازدید از آنها و دریافت مبلغ مذکور اشکال ندارد.استفاده از ماهواره491. آنتن‌هاى ماهواره‌اى اگرچه حکم آلات مشترک را دارد ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏‌هاى حرام را کاملاً فراهم مى‏‌کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‌‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏‌اى هم مترتّب نمى‏‌شود. لکن اگر در این مورد قانونى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.نصب و تعمیر آنتن‌هاى ماهواره‌اى‌492. اگر از آنتن ماهواره‌اى براى امور حرام استفاده شود که غالباً همین‌طور است و یا تعمیر کننده و یا نصب کننده علم داشته باشد به اینکه کسى که قصد تهیه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‌‏کند، خرید و فروش و نصب قطعات و راه‏‌اندازى و تعمیر و فروش قطعات آن جایز نیست.سرویس‌دهى کافى‌‌نت به مشتریان
493. اگر کسى‌‌کافى‌‌نت داشته باشد با علم به اینکه مشترى از ابزارى که در اختیار او قرار داده مى‌شود استفاده حرام مى‌کند، جایز نیست آن را در اختیار آنها قرار دهد و کسب درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولى در صورت شک در اینکه مشترى از آن به‌صورت حرام استفاده مى‌کند، اشکال ندارد.