کــریـم آل فاطـمه(س) ..... امام مجتبی حسن(ع)

«اَلسَّلامُعَلَيکَ يَاحَسَنَبنَعَليٍّاَيُّهَاالمُجتَبي(ع)»

نیمه ماه مبارک رمضان، ولادت باسعادت دومین پیشوای شیعیان، سبط اکبر پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، کریم آل فاطمه(علیها السلام)، غریب مدینه، حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس و منور گل سرسبد عالم هستی، حضرت حجت بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.
مراسم جشن میلاد شب ۱۵ رمضان
مسجد جامع بافران ساعت ۸ شب بعد از نماز مغرب و عشا

در نزدیکی
شهادت پیغمبر
اکرم(صلی الله علیه وآله
وسلم)، حضرت فاطمه زهراء
(سلام الله علیها) دختر رسول خدا(صلی
الله علیه وآله وسلم)، امام حسن(علیه السلام)
و امام حسین(علیه السلام) را به خدمت پدر آورده
و عرض کرد یا رسول الله! اینان دو فرزند دلبند شما
هستند، چیزی به ارث به این دو مرحمت فرما. پیغمبر اکرم
(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هیبت و حلم خود را به امام حـسـن
(علیه السلام)وجرئت وشجاعت خودرا به امام حسین(علیه السلام)واگذارنمودم.(1)
(1) الخصال، ج1، باب الثنتین، ص87، ح122.
در جلد هفدم بحارالأنوار، باب«مواعظ حسن بن علی(علیهماالسلام) و اندرزهای او» در کتاب العدد است که آنحضرت فرمودند:
خدای با عزت و جلالت نگشود باب دعا و مسئلت را بر کسی(یعنی توفیق دعا به کسی مرحمت نفرمود)، که منع فرماید و ببندد بر او درب اجابت را
و خدای متعال باز نفرمود به روی کسی باب عمل را(یعنی توفیق عبادت و طاعت و کارهای نیک را لطف ننموده)، پس بسته باشد به روی او باب قبول را
و خدای تبارک و تعالی باز نفرمود برای بنده ای باب شکر و سپاسگزاری را، که ببندد بر او باب زیاد شدن نعمتها را. (2)
(2) طرائف الحکم، ج1، ص190، ح388.

امام حسن مجتبی(علیه السلام) هنگام صلح با معاویه فرمودند: به خدا ما از اهل شام برنگشتیم با سلامت دلها، و صبر در برابر دشمن. پس سلامت ما به دشمنی مبدل شده بود و صبر به بیتابی. شما مردم کوفه، جنگ صفین را که آغاز کردید، در حالیکه دین خود را بر دنیای خود مقدم میدانستید، و اکنون دنیایتان را بر دینتان مقدم میدارید. (3)
** گر صـلح حسـن(ع) نبود، اسلام نبود **
** قـرآن مـبـیـن، حـاکـم احـکـام نـبـود **
** افسوس که درک این حقیقت آنروز **
** در حـد شـعـور و خـلـق افـهـام نبود **
(3) تحف العقول، ص237، ح10.
*************************
«حلم امام حسن مجتبی(علیه السلام)»
روایت کرده اند که روزی سوار بود مردی از اهل شام بر سر راه امام حسن مجتبی(علیه السلام) آمد و دشنام و ناسزای بسیار به آنحضرت گفت. امام حسن مجتبی(علیه السلام) جواب او نگفت تا از سخن خودفارغ شد.پس حضرت روی مبارک خود را به سوی او گردانید، بر او سلام کرد و به رویش خندید و فرمودند: ای مرد! گمان میکنم که تو مرد غریبی گویا برتو مشتبه شده باشد امری چند؛
ــ اگر از ما سؤال کنی، عطا میکنیم
ــ اگر از ما طلب هدایت و ارشاد کنی، تو را ارشاد میکنیم
ــ اگر گرسنه ای، تو را سیر میکنیم
ــ اگر عریانی، تو را کسوه میپوشانیم
ــ اگر محتاجی، بی نیازت میگردانیم
ــ اگر رانده شده ای، پناه میدهیم
ــ اگر حاجتی داری، برمی آوریم
ــ اگر بار خود را بیاوری، خانه ما فرود آوری و میهمان ما باشی تا وقت رفتن، برای تو بهتر خواهد بود، زیرا که ما خانه گشاده داریم
آنچه خواهی نزد ما میسر است؛ چون آن مرد سخنان امام حسن مجتبی(علیه السلام) را شنید، گریست و گفت گواهی میدهم که توئی خلیفه خدا در زمین. خدا بهتر میداند که خلافت و رسالت را در کجا قرار دهد. پیش از این تو و پدر تو را از همه کس دشمن تر میداشتم، اکنون محبوب ترین خلقی نزد من.
پس بار خود را به خانه امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرود آورد تا در مدینه بود، میهمان آنحضرت بود و از محبان و معتقدان اهلبیت(علیهم السلام) گردید. (4)
(4) جلاءالعیون، ص240.

** امشب شب مـیـلاد حـسـن(ع) گوهر یکتاست **
** روشـن ز جمال گـل او دیـدۀ زهــرا(س) سـت **
** یــکــتـا گـــل بــاغ نــبــوی، جــلـوه گـر آمـد **
** بـنـگـر چـمـن حـسـن پـر از لالـه حـمراست **
** گـیـسـوی کـمـنـدش هـمـه بـر گـردن جـانهـا **
** ابـروی کـمـانـش، بـه خـدا رهـزن دلـهاست **
** زیـبـا پـســر شـیــرخــدا، ســبـط پـیـمـبـر(ص) **
** ماهی که برون وصف رخش،از قلم ماست **
منبع اشعار : کتاب زمزمه های دلجو، ص۵۷.
**اللّهم عجّل لوليک الفرج**
کانون فرهنگی باقرالعلوم (علیه السلام) مسجد جامع بافران آماده دریافت انتقاد و پیشنهاد سازنده شما در خصوص وبلاگ و امور فرهنگی می باشد. با تشکر